سرمشق انتظار

مرجع فیش های تبلیغی

سرمشق انتظار

مرجع فیش های تبلیغی

۱۱ مطلب با موضوع «قالب محتوا :: توضیح» ثبت شده است

چرا برخی دعاها مستجاب نمی‏شود؟

چهارشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۴۶ ب.ظ

چرا برخی دعاها مستجاب نمی‏شود؟

یکی از پرسشهایی که فراوان مطرح می‌شود این است که چرا دعاهای ما مستجاب نمی‌شود؟ و گاه این پرسش با بدبینی به وعده‏های الهی مطرح می‌شود.

به طور مثال گفته می‌شود: ما این همه دعا کردیم؛ چرا «بیمار ما شفا نیافت»، «برای ما کار پیدا نشد»، «مسئله ازدواج ما حلّ نشد»، «کنکور قبول نشدیم»، «در بانک برنده نشدیم» و...؟

برای روشن شدن پاسخ لازم است به نکاتی توجّه شود:

1. اهمیت دادن به دعا

دعا در لسان قرآن و روایات از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، قرآن دعا را عامل استجابت (1)، موجب رابطة نزدیک و تنگاتنگ با خدا (2) و ارزش و قیمت یافتن انسان می‌داند. (3) در روایات نیز دعا مخ عبادت (4)، برآورندة حاجات (5)، و رَدْکنندة بلاها و قضاها معرّفی شده است. (6)

2. حد انتظار از خداوند

دعا یکی از علل و اسباب موفقیت و رسیدن به حاجات است؛ لذا از علل و اسباب دیگر نباید غافل شد، و در کنار دعا باید از عوامل و علل طبیعی بهره جست و مثلاً برای شفای بیمار به دکتر و متخصص مراجعه کرد و از دارو استفاده نمود، و یا برای قبولی در دانشگاه باید درس خواند و تلاش کرد.

بنای خدا بر این است که هر کاری از راه و اسباب خود انجام گیرد. و حد انتظار ما هم باید در عین دعا، انجام کارها از مسیر خود باشد، و در کارها توقع معجزه و کرامت را نداشته باشیم.

امام صادق‌علیه‌السلام فرمود: «اَبَی الله اَنْ یجْرِی الْاَشْیاءَ اِلَّا بِاَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِکُلِّ شَی‏ءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَرْحٍ عِلْماً؛ (7) خداوند اِبا دارد که [کارها و] اشیاء را جز از اسباب و مسیر خود جاری سازد، پس برای هر چیزی سبب و علّتی قرار داده است و برای هر سببی شرحی و برای هر شرحی علمی.»

نکته جالب در این روایت این است که می‌فرماید: خداوند برای هر کار و هر چیزی سبب و علّتی قرار داده است؛ لذا استفاده از دارو و پزشک به سوی غیر خدا رفتن نیست؛ بلکه عین توجّه به خدا است؛ چون خداوند است که در دارو قدرت شفا‏دهندگی قرار داده و به پزشک توان تشخیص.

جمعی بر این باورند که استفاده از اسباب ظاهری توجّه به غیر خداوند است و فقط دعا توجّه به خداوند می‌باشد. روایت فوق این گمان و اعتقاد را ناروا می‌داند.

3. علل تأخیر در اجابت دعا

گاه به عللی اجابت دعا تأخیر می‌افتد: دعا ممکن است با تأخیر و بعد از گذشت زمان مستجاب شود. راز این مسئله چند چیز می‌تواند باشد:

الف. عطا و اجر بیشتر

امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْکَ الْإِجَابَةُ لِیکُونَ ذَلِکَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْآمِل‏...؛ (8) چه بسا استجابت دعا به تأخیر می‌افتد تا باعث بیشتر شدن پاداش درخواست کننده و زیاد شدن عطای امیددارنده شود.»

ب. صدای محبوب

امام صادق‌علیه‌السلام فرمود: «قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ عَظَمَتِی وَ بَهَائِی إِنِّی لَأَحْمِی وَلِیی أَنْ أُعْطِیهُ فِی دَارِ الدُّنْیا شَیئاً یشْغَلُهُ عَنْ ذِکْرِی حَتَّى یدْعُوَنِی فَأَسْمَعَ صَوْتَهُ وَ إِنِّی لَأُعْطِی الْکَافِرَ مَنِیتَهُ حَتَّى لَا یدْعُوَنِی فَأَسْمَعَ صَوْتَهُ بُغْضاً لَهُ؛ (9) خداوند بلند مرتبه می‌فرماید: به عزّت و جلال و عظمت و منزلتم سوگند که من امتناع می‌کنم که دوستدار خود را چیزی در دنیا عطا کنم که او را از یاد من باز می‌دارد تا مرا بخواند و من [دوست دارم] صدای او را بشنوم. و به‏راستی آرزوهای کافر را برآورده می‌کنم تا مرا نخواند که صدای او را بشنوم.»

همچنین حضرت‌علیه‌السلام فرمود: «بنده‌ای دعا می‌کند، خدا به دو فرشته می‌فرماید: دعای او را به اجابت رساندم؛ ولی حاجتش را نگه دارید؛ زیرا دوست دارم آواز او را بشنوم؛ ولی بنده‌ای دعا می‌کند، خدا می‌فرماید: زود حاجتش را بدهید که آوازش را خوش ندارم.» (10)

حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمود: «روزی حضرت ابراهیم‌علیه‌السلام در اطراف کوه بیت المقدس، مردی را دید که مشغول نماز است. پرسید: برای که نماز می‌خوانی؟ جواب داد: برای پروردگار... سؤال کرد: از چه محلی غذا تهیه می‌کنی؟ اشاره به درختی کرد و گفت: میوة این درخت را می‌چینم و برای زمستانم ذخیره می‌کنم. حضرت ابراهیم‌علیه‌السلام پرسید: ممکن است مرا به منزل خود ببری تا مهمان تو باشم؟... وقتی به منزل رسیدند، حضرت ابراهیم‌علیه‌السلام پرسید: کدام روز بزرگ‌ترین روزهاست؟ گفت: روز قیامت. فرمود: خوب است با هم دعا کنیم که از شرّ آن روز در امان باشیم. گفت: دعا را برای چه می‌خواهی؟ به خدا سه سال است که دعایی کرده‌ام، هنوز مستجاب نشده است.

ابراهیم‌علیه‌السلام فرمود: اگر خداوند بنده‌ای را دوست داشته باشد، اجابت دعایش را به تأخیر می‌اندازد تا مناجات کند؛ امّا اگر از بنده‌ای خشمگین باشد، در اجابت دعایش تعجیل می‌کند تا او را دیگر نخواند. آن‌گاه پرسید: حاجت تو چه بوده است؟ پیرمرد گفت: سه سال پیش گلّة گوسفندی از اینجا گذشت. جوانی زیبا گوسفندان را نگه‌داری می‌کرد. از او پرسیدم: گوسفندها از کیست؟ گفت: خلیل الرحمان. آن روز درخواست کردم: خدایا! اگر روی زمین دوستی داری به من نشان ده! ابراهیم‌علیه‌السلام فرمود: خدا دعایت را مستجاب کرده است. من ابراهیم خلیل هستم. پیرمرد او را در آغوش کشید. (11)

4. استفاده از زمانها و مکانهای مقدّس

دعا در هر زمان مؤثر است؛ ولی برخی زمانها تقدّس ویژه‌ای دارد که باید سعی کنیم از آن زمانها برای دعا بهره‌برداری کنیم: همچون شب و روز جمعه (12)، پس از نمازهای واجب (13)، ماه مبارک رمضان (14)، سحرگاهان (15)، شب و روز عرفه (16)، و بین الطلوعین.

امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «دعا را در چهار وقت غنیمت شمارید: 1. در وقت تلاوت قرآن؛ 2. گفتن اذان؛ 3. آمدن باران؛ 4. روبرو شدن رزمندگان مسلمان با کفار.» (17)

و همین‌طور مکانهای خاص و ویژه‌ای داریم که درصد قبولی دعا در آن بالا است، و باید از آنها استفاده کنیم. مثل: کعبه، مسجد الحرام، مدینه منوره، مسجد النبی‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و مسجد کوفه، و کلّاً مساجد و حرم امام حسین‌علیه‌السلام و... .

حضرت صادق‌علیه‌السلام بیمار شد، امر فرمود که فردی را اجیر کنند تا به زیارت قبر امام حسین‌علیه‌السلام برود و برای ایشان دعا کند. شخصی که اجیر شده بود، علّت را پرسید و عرض کرد: فرقی بین دو امام نیست؛ چرا برای شفای این امام نزد آن امام برویم؟ حضرت فرمود: سخن تو درست است؛ امّا ندانسته‌ای که خداوند متعال سرزمینهایی دارد که در آنجا دعا مستجاب می‌شود و حرم سید الشهداء‌علیه‌السلام از آنهاست.» (18)

5. مراعات آداب و شرایط دعا

دعاکردن و حاجت خواستن آداب فراوانی دارد که از حوصلة این مقال خارج است و فقط به گوشه‌ای از آداب آن که مرحوم شیخ عباس قمی در «سفینۀ البحار» نام برده، اشاره می‌کنیم.

حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمود: «خداوند دعای قلبی که قساوت داشته باشد، مستجاب نمی‌کند.» و فرمود: «هر وقت دعا کردی، باورت این باشد که حاجتت درب خانه (آماده) است.» و ذکر نمود که: «از آداب دعا، وضو داشتن، عطر زدن، رفتن به مسجد، صدقه، رو به قبله بودن، خوش‌گمانی به خداوند در زود اجابت نمودن، توجّه قلبی، با روزه بدن را از حرام پاکیزه نمودن، تجدید توبه، اصرار بر دعا، عمومی بودن دعا و حاجت را نام بردن، خشوع و گریه و حال داشتن، اعتراف به گناهان، مقدّم داشتن برادران دینی (در دعا)، بالا بردن دستها، اسم اعظم الهی را بردن، مدح و ثنای الهی نمودن، دعا را با صلوات آغاز و تمام نمودن، و ماشاء الله... گفتن. (19)

شخصی از حضرت صادق‌علیه‌السلام سؤال کرد: با توجّه به آیة شریفة «اُدْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ (20) «بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.» ما خدا را می‌خوانیم؛ ولی او دعای ما را به استجابت نمی‌رساند؟ امام‌علیه‌السلام فرمود: آیا به گمان تو خدا خُلف وعده می‌کند؟ عرض کرد: نه! فرمود: پس چرا دعای شما مستجاب نمی‌شود؟ گفت: نمی‌دانم. حضرت فرمود: ولی من رازِ آن را به تو می‌گویم: هر کس خدا را در آنچه فرمان داده؛ اطاعت کند، سپس خدا را با دعایی بخواند که دارای شیوة مخصوصی است، دعایش مستجاب می‌شود. عرض کردم: منظورِ‌تان از شیوة دعا چیست؟ امام‌علیه‌السلام فرمود: نخست خدا را حمد و ستایش کن، سپس نعمتهایی که به تو داده است بر زبان بیاور و آنگاه شکرگزاری کن و بعد بر محمد‌صلی‌الله‌علیه‌وآله صلوات فرست و سپس گناهان خود را به یاد بیاور و به انجام آنها اقرار کن و از آنها به خدا پناه ببر، این است جهت و روش دعا.» (21)

رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَی: یا ابْنَ آدَمَ! أَطِعْنِی فِیمَا أَمَرْتُکَ وَ لَا تُعَلِّمْنِی مَا یصْلِحُکَ؛ (22) خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:‌ای فرزند آدم! در آنچه دستورت داده‌ام مرا اطاعت کن، و آنچه که مصلحت توست [خود بهتر می‌دانم، تو] به من یاد مده [و به من خدایی نیاموز]!»

با توجّه به نکات پیش اوّلاً باید گفت: هیچ دعایی بی‌اجابت نیست. نکتة مهمّی که باید خیلی به آن توجّه شود این است که هیچ دعایی بی‌اثر نیست و به صورت مطلق رد نمی‌شود. رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «اِنَّ رَبَّکُمْ حَیی کَرِیمٌ، یسْتَحْیی اَنْ یبْسُطَ الْعَبْدُ یدَیهِ اِلَیهِ فَیرُدَّهُمَا صِفْراً؛ (23) به‏راستی خداوند با حیا و بخشنده است. [لذا] حیا می‌کند که بنده‌ای دو دست خود را به سوی او باز کند [و به آسمان بالا برد] و خداوند آن دست را خالی برگرداند.»

دعا علاوه بر این که ثواب اخروی دارد، در همین دنیا نیز آثاری دارد؛ گرچه نوع اجابت فرق می‌کند: گاهی ثواب آخرتی را در پی دارد و گاه دفع بلا و گاه رسیدن به حاجتِ خواسته شده.

امام سجّاد‌علیه‌السلام فرمود: «الْمُؤْمِنُ مِنْ دُعَائِهِ عَلَى ثَلَاثٍ إِمَّا أَنْ یدَّخَرَ لَهُ وَ إِمَّا أَنْ یعَجَّلَ لَهُ وَ إِمَّا أَنْ یدْفَعَ عَنْهُ بَلَاءٌ یرِیدُ أَنْ یصِیبَهُ؛ (24) مؤمن از دعای خود به یکی از سه نتیجه و امر می‌رسد: یا برای [آخرت] او ذخیره می‌شود، و یا با سرعت [حاجتش] برآورده می‌شود، و یا بلایی که بنا بوده به او برسد [با این دعای او] دفع می‌شود.»

خیلی از ما انسانها از آخرت و ذخیره نمودن خیرات برای خود غافل هستیم و مرتب برای حاجات دنیوی دعا می‌کنیم. وقتی خداوند می‌بیند که ما ذخیرة آخرتی نداریم، در برابر دعاهایمان پاداشهای آخرتی می‌دهد و حاجت دنیوی ما را برآورده نمی‌کند، و این امر در آخرت برای ما روشن می‌شود. حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمود: «فَیتَمَنَّى الْمُؤْمِنُ أَنَّهُ لَمْ یسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ فِی الدُّنْیا مِمَّا یرَى مِنْ حُسْنِ الثَّوَابِ؛ (25) مؤمن [در قیامت] آرزو می‌کند که‌ای کاش دعاهای او در دنیا مستجاب نشده بود، به‏خاطر پاداشهای نیکی که می‌بیند.»

در حدیث دیگری می‌خوانیم، از امام صادق‌علیه‌السلام نقل شده است: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی حَاجَتِهِ فَیقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَخِّرُوا إِجَابَتَهُ شَوْقاً إِلَى صَوْتِهِ وَ دُعَائِهِ فَإِذَا کَانَ یوْمُ الْقِیامَةِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبْدِی دَعَوْتَنِی فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَکَ وَ ثَوَابُکَ کَذَا وَ کَذَا وَ دَعَوْتَنِی فِی کَذَا وَ کَذَا فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَکَ وَ ثَوَابُکَ کَذَا وَ کَذَا قَالَ فَیتَمَنَّى الْمُؤْمِنُ أَنَّهُ لَمْ یسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ فِی الدُّنْیا مِمَّا یرَى مِنْ حُسْنِ الثَّوَابِ؛ (26) به‏راستی مؤمن خدا را برای حاجتش می‌خواند. پس خداوند می‌فرماید: حاجت او را به تأخیر اندازید، به‏خاطر اشتیاقی که به [شنیدن] صوت و دعایش دارم. وقتی روز قیامت می‌شود، خداوند می‌فرماید: بندة من! از من [حاجت] خواستی و من اجابتت را به تأخیر انداختم؛ در حالی که ثوابت فلان مقدار است. و فلان دعا را کردی [باز هم] اجابت را به تأخیر انداختم؛ در حالی که فلان ثواب را داری. همچنین حضرت فرمود: [در چنین حالی] مؤمن آرزو می‌کند که [ای کاش] هیچ دعایی برای او در دنیا مستجاب نشده بود، به‏خاطر ثواب خوبی که می‌بیند.»

امّا طبق بخش سوم حدیث، بسیار اتفاق می‌افتد که بیماری یا خطری برای ما یا بستگان بنا است پیش آید، و یا تصادفی منجر به مرگ و امثال آن، در همان حال انسان برای حاجت دنیوی دعا می‌کند و خداوند به جای اینکه حاجت دنیوی او را برآورده سازد، دعای او را خرج دفع بلا و گرفتاریی که بنا بوده پیش بیاید می‌کند و آن خطر را از او دور می‌سازد، و اگر خود انسان هم متوجه بود، آن حاجت دنیوی را رها کرده برای دفع آن بیماری و یا تصادف دعا می‌کرد، پس در این مورد نیز حاجت مهم‌ترش برآورده شده است؛ ولی اطلاع ندارد. و گاه محرّک این دعا خود خداوند است.

حضرت امام کاظم‌علیه‌السلام فرمود: «مَا مِنْ بَلَاءٍ ینْزِلُ عَلَى عَبْدٍ مُؤْمِنٍ فَیلْهِمُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعَاء؛ (27) هیچ بلایی بر بندة مؤمن نازل نشود؛ مگر آنکه خداوند به او الهام می‌کند تا دعا نماید.»

ثانیاً خود دعاکردن نوعی استجابت است. اینکه انسان حال دعا داشته باشد، نشان این است که خدا او را دعوت کرده و در واقع این گام اوّل استجابت است.

رسول اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «اِذَا اَرَادَ الله اَنْ یسْتَجِیبَ لِعَبْدٍ اَذِنَ لَهُ فِی الدُّعَاء؛ (28) هرگاه خدا بخواهد جواب بنده‌ای را بدهد، به او اجازة دعا می‌دهد.»

این طلب در ما هم از ایجاد توست                    رستن از بیداد یا رب داد توست (29)

همچنانکه هر توبة انسان همراه با دو تحفة الهی است: یکی توفیق توبه و دیگری قبول و پذیرفتن آن توبه از جانب خداوند، هر دعای انسان نیز محفوف و همراه با دو تحفة الهی است: اوّل توفیق و اجازة دعا نمودن و دوم اینکه دعای او را می‌پذیرد و استجابت می‌کند.

چون خدا خواهد که مان یاری کند                    میل مان را جانب زاری کند

ای خدا! زاری ز تو، مرهم زتو                         هم دعا از تو، اجابت هم ز تو

با توجه به مطالب گذشته در اینجا به برخی از علل و حکمتهای عدم استجابت دعا اشاره می‌کنیم:

الف. خیانت

در روایت آمده که حضرت علی‌علیه‌السلام در روز جمعه‌ای خطبة بلیغی خواند، آن‌گاه مردی برخاست و عرض کرد: من دربارة قول خداوند که می‌فرماید: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ (30) «بخوانید مرا اجابت می‌کنم شما را»، می‌پرسم: «فَمَا بَالُنَا نَدْعُو فَلَا یجَابُ؛ چرا ما دعا می‌کنیم؛ ولی مستجاب نمی‌شود؟»

حضرت فرمود: «إِنَّ قُلُوبَکُمْ خَانَتْ بِثَمَانِ خِصَالٍ: أَوَّلُهَا أَنَّکُمْ عَرَفْتُمُ اللَّهَ فَلَمْ تُؤَدُّوا حَقَّهُ کَمَا أَوْجَبَ عَلَیکُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْکُمْ مَعْرِفَتُکُمْ شَیئاً وَ الثَّانِیةُ أَنَّکُمْ آمَنْتُمْ بِرَسُولِهِ ثُمَّ خَالَفْتُمْ سُنَّتَهُ وَ أَمَتُّمْ شَرِیعَتَهُ فَأَینَ ثَمَرَةُ إِیمَانِکُمْ وَ الثَّالِثَةُ أَنَّکُمْ قَرَأْتُمْ کِتَابَهُ الْمُنْزَلَ عَلَیکُمْ فَلَمْ تَعْمَلُوا بِهِ وَ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا ثُمَّ خَالَفْتُم‏؛ [راز عدم استجابت دعای شما این است که] دلهای شما با هشت خصلت خیانت نموده است: اوّل اینکه شما خدا را شناختید؛ ولی حق او را ادا نکردید، آنچنان‌که بر شما واجب کرده است؛ لذا معرفت [تنها و بدون ادای حق از طرف] شما باعث بی‌نیازی (اجابت دعا) نمی‌شود. دوم اینکه شما به رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله ایمان آوردید؛ ولی سنّت او را مخالفت کردید و شریعت او را [نابود کرده و] میراندید. پس کجا رفت ثمرة ایمان شما؟ سوم اینکه شما کتاب خدا را که بر شما نازل شده خواندید؛ ولی به آن عمل نکردید و [فقط] گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم؛ ولی [در عمل و] پس از گفتن؛ مخالفت کردید.»

«وَ الرَّابِعَةُ أَنَّکُمْ قُلْتُمْ إِنَّکُمْ تَخَافُونَ مِنَ النَّارِ وَ أَنْتُمْ فِی کُلِّ وَقْتٍ تَقْدَمُونَ إِلَیهَا بِمَعَاصِیکُمْ فَأَینَ خَوْفُکُمْ وَ الْخَامِسَةُ أَنَّکُمْ قُلْتُمْ إِنَّکُمْ تَرْغَبُونَ فِی الْجَنَّةِ وَ أَنْتُمْ فِی کُلِّ وَقْتٍ تَفْعَلُونَ مَا یبَاعِدُکُمْ مِنْهَا فَأَینَ رَغْبَتُکُمْ فِیهَا وَ السَّادِسَةُ أَنَّکُمْ أَکَلْتُمْ نِعْمَةَ الْمَوْلَى وَ لَمْ تَشْکُرُوا عَلَیهَا؛ و چهارم اینکه شما [با زبان] گفتید که از آتش می‌ترسید؛ در حالی که تمام وقت به سوی آتش با معاصی خود می‌روید، پس ترس شما [از جهنّم] کجا رفت؟ و پنجم اینکه شما گفتید که مشتاق بهشت هستید؛ ولی همیشه کارهایی انجام می‌دهید که شما را از بهشت دور می‌کند، پس کجا رفت عشق شما به بهشت؟ و ششم اینکه شما نعمتهای [بی‌شمار] خداوند را خوردید [و استفاده کردید]؛ ولی شکر نعمت را انجام ندادید.»

«وَ السَّابِعَةُ أَنَّ اللَّهَ أَمَرَکُمْ بِعَدَاوَةِ الشَّیطَانِ وَ قَالَ «إِنَّ الشَّیطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُواً» (31) فَعَادَیتُمُوهُ بِلَا قَوْلٍ وَ وَالَیتُمُوهُ بِلَا مُخَالَفَةٍ وَ الثَّامِنَةُ أَنَّکُمْ جَعَلْتُمْ عُیوبَ النَّاسِ نُصْبَ عُیونِکُمْ وَ عُیوبَکُمْ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ تَلُومُونَ مَنْ أَنْتُمْ أَحَقُّ باللَّوْمِ مِنْهُ فَأَی دُعَاءٍ یسْتَجَابُ لَکُمْ مَعَ هَذَا وَ قَدْ سَدَدْتُمْ أَبْوَابَهُ وَ طُرُقَهُ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا أَعْمَالَکُمْ وَ أَخْلِصُوا سَرَائِرَکُمْ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَیسْتَجِیبَ اللَّهُ لَکُمْ دُعَاءَکُم‏؛ (32) هفتم اینکه خداوند به شما دستور داده به دشمنی با شیطان، آنجا که فرمود: «براستی شیطان دشمن شما است و شما هم او را دشمن بگیرید»، پس با او دشمنی کردید بدون [اظهار] سخن و سرپرست [و دوست خود] قرار دادید، بدون مخالفت. هشتم اینکه شما عیوب مردم را در منظر دید خود قرار دادید و عیوب خود را نادیده می‌گیرید. کسانی را ملامت می‌کنید که خود سزاوارتر به ملامت هستید. پس کدام دعا [با این همه موانع] برای شما مستجاب می‏شود و حال آنکه شما راهها و درهای [استجابت] آن را بسته‌اید؟ پس از خدا بترسید و اعمال خویش را اصلاح کنید و نیّتهای خود را خالص سازید و امر به معروف و نهی از منکر نمایید، آن‌گاه خداوند دعای شما را مستجاب می‌کند.»

ب. گناه

گناه هر چه باشد، در تأثیر دعا اثر منفی دارد. بعضی گناهان آثار بیشتری دارد، تا آنجا که دعا را رد می‌کند و برمی‌گرداند، به‌گونه‌ای که حتی هیچ اثری بر دعا مترتب نمی‌شود. در این زمینه حضرت سجّاد‌علیه‌السلام هفت گناه را نام می‌برد: «وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تَرُدُّ الدُّعَاءَ سُوءُ النِّیةِ وَ خُبْثُ السَّرِیرَةِ وَ النِّفَاقُ مَعَ الْإِخْوَانِ وَ تَرْکُ التَّصْدِیقِ بِالْإِجَابَةِ وَ تَأْخِیرُ الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَاتِ حَتَّى تَذْهَبَ أَوْقَاتُهَا وَ تَرْکُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبِرِّ وَ الصَّدَقَةِ وَ اسْتِعْمَالُ الْبَذَاءِ وَ الْفُحْشِ فِی الْقَوْلِ؛ (33)

گناهانی که دعا را رد می‌کند [و نمی‌گذارد مستجاب شود عبارت‌اند از:]

1. بدنیتی [و نیتهای غیر الهی و شوم داشتن]؛

2. بدباطن بودن [و خیرخواه مردم نبودن و حسودی داشتن]؛

3. با برادران دینی نفاق و دورویی کردن؛

4. تصدیق به اجابت الهی را ترک کند [و باور و یقین به اجابت دعا نداشتن]؛

5. تأخیر انداختن نمازهای واجب از اوقات آن تا وقت آن بگذرد [و قضا شود]؛

6. با صدقه و کار نیک به خدا نزدیک نشدن؛

7. فحش و ناسزا گفتن [و بد زبانی کردن].»

ج. بی‌تدبیری

گاه راز عدم استجابت دعا این است که ما در زندگی تدبیر نداریم و یا از راهها و اسبابی که وجود دارد، بهره‌برداری نمی‌کنیم.

امام صادق‌علیه‌السلام فرمود: «الثَّلَاثَةِ الَّذِینَ لَا یسْتَجَابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ رَجُلٌ أَعْطَاهُ اللَّهُ مَالًا فَأَنْفَقَهُ فِی غَیرِ حَقِّهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فَلَا یسْتَجَابُ لَهُ وَ رَجُلٌ یدْعُو عَلَى امْرَأَتِهِ أَنْ یرِیحَهُ مِنْهَا وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْرَهَا إِلَیهِ وَ رَجُلٌ یدْعُو عَلَى جَارِهِ وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ السَّبِیلَ إِلَى أَنْ یتَحَوَّلَ عَنْ جِوَارِهِ وَ یبِیعَ دَارَهُ؛ (34) سه گروه دعایشان مستجاب نمی‌شود:1. مردی که خداوند به او مال عطا کرده است و او آن را در غیر موردش انفاق می‌کند. آنگاه می‌گوید: خدایا رزقم بده! پس دعایش مستجاب نمی‌شود؛ 2. و مردی که علیه همسرش دعا می‌کند که از دستش راحت شود و حال آنکه خداوند امر طلاق وی را به‏دست او قرار داده است؛ 3. مردی که علیه همسایه‌اش نفرین می‌کند و حال آنکه خداوند برای او راهی قرار داده است که از همسایگی او خارج شود و منزلش را بفروشد.»

در روایت دیگری برخی اصناف اضافه شده است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله أَصْنَافٌ لَا یسْتَجَابُ لَهُمْ: مِنْهُمْ مَنْ أَدَانَ رَجُلًا دَیناً إِلَى أَجَلٍ فَلَمْ یکْتُبْ عَلَیهِ کِتَاباً وَ لَمْ یشْهِدْ عَلَیهِ شُهُوداً وَ رَجُلٌ یدْعُو عَلَى ذِی رَحِمٍ وَ رَجُلٌ تُؤْذِیهِ امْرَأَةٌ بِکُلِّ مَا تَقْدِرُ عَلَیهِ؛ (35) از گروههایی که دعایشان مستجاب نمی‌شود: یکی کسی که به شخصی قرض داده است؛ ولی نامه و رسیدی نگرفته است و شاهدی هم بر آن گواه قرار نداده است. [دوم] مردی که علیه خویشاوند نسبی خود نفرین کند و [سوم] مردی که زنی او را با تمام توان آزار می‌دهد؛ [ولی او علیه آن زن نفرین می‏کند و او را طلاق نمی‌دهد].»

و در روایت دیگری چهار گروه برشمرده شده است: «أَحَدُهُمْ کَانَ لَهُ مَالٌ فَأَفْسَدَهُ فَیقُولُ: یا رَبِّ ارْزُقْنِی فَیقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَ لَمْ آمُرْکَ بِالِاقْتِصَادِ؛ (36) یکی از شماها که اموالش را [با بی‌تدبیری] فاسد کرده سپس می‏گوید: پروردگارا رزقم بده! خداوند می‌فرماید: مگر من تو را به میانه‌روی امر نکردم؟»

نتیجه در این بخش این شد که گاهی علّت عدم استجابت، بی‌تدبیری و کوتاهی خود انسان است.

د. چهارم: پاک نبودن قلب

ناپاکی قلب و ناخالص بودن نیتها عامل دیگری برای عدم استجابت دعا است. به این جهت معصومان بر پاکی قلب و پالایش روح تأکید بسیار نموده‌اند.

امام حسن‌علیه‌السلام فرمود: «وَ أَنَا الضَّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجُسْ فِی قَلْبِهِ إِلَّا الرِّضَا أَنْ یدْعُوَ اللَّهَ فَیسْتَجَابَ لَهُ؛ (37) اگر کسی مواظب قلبش باشد تا هواجس و خاطراتی که مورد رضای خدا نیست، در آن خطور نکند، من ضامنم که دعای او مستجاب شود.»

حضرت صادق‌علیه‌السلام می‌فرمایند: «در بنی اسرائیل مردی بود که سه سال از خدا خواست تا پسری به او بدهد و چون دید که خداوند دعایش را مستجاب نمی‌کند، عرض کرد: پروردگارا! آیا من از تو دورم که صدایم را نمی‌شنوی، یا به من نزدیک هستی و پاسخم نمی‌دهی؟ آن‌گاه کسی به خوابش آمد و به او گفت: تو از سه سال پیش با بدزبانی و دلی سرکش و ناپرهیزی و نیتی ناخالص خدا را می‌خوانی، پس زبانت را پاک کرده، با دِلَتْ از خداوند پروا کن و نیتت را نیکو نما! آنگاه [حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمود:] آن مرد چنین کرد و سپس به دعا پرداخت و آن‌گاه پسری برایش به دنیا آمد.» (38)

لذا توصیه شده است که با زبانی که گناه نکرده‌ای خدا را بخوان و اگر این زبان را نداشتی، از دیگری بخواه که با زبان و قلب پاک برایت دعا کند.

از همین‏جا روشن شد که چرا تأکید شده است که هنگام رقت قلب دعا کنید. حضرت رسول‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «اغْتَنِمُوا الدُّعَاءَ عِنْدَ الرِّقَّةِ فَإِنَّهَا رَحْمَةٌ؛ (39) دعا را در هنگام رقت [قلب و شکستن دل] غنیمت بدانید که رقت قلب رحمت الهی است.»

رقت قلب و گریه وقتی نمایان می‌شود که اخلاص در قلب راه پیدا کند، ولو مقداری و در چند لحظه. پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «إِذَا رَقَّ أَحَدُکُمْ فَلْیدْعُ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا یرِقُّ حَتَّى یخْلُصَ؛ (40) وقتی یکی از شما رقت قلب پیدا کردید [و دلتان شکست] دعا کنید [که برآورده می‌شود]؛ زیرا قلب رقت نمی‌یابد؛ مگر زمانی که اخلاص پیدا کند.»

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است                      بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی (41)

امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «لاَیقَنِّطَنَّکَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ فَإِنَّ الْعَطِیةَ عَلَى قَدْرِ النِّیة؛ (42) تأخیر افتادن اجابت دعا ناامیدت نکند؛ زیرا عطا [ی خداوند] به اندازة [خلوص] نیت [تو] است.»

هـ. ترک امر به معروف و نهی از منکر

در کلامی از امیر مؤمنان‌علیه‌السلام اشاره شد که انجام امر به معروف و نهی از منکر عامل استجابت دعا است و ترک امر به معروف و نهی از منکر باعث تسلّط ناپاکان می‌شود، آن وقت است که هر کس هر چه دعا کند، مستجاب نمی‌شود.

«عمر بن عرفه» می‌گوید: «سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ یقُولُ: لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیسْتَعْمَلَنَّ عَلَیکُمْ شِرَارُکُمْ فَیدْعُو خِیارُکُمْ فَلَا یسْتَجَابُ لَهُمْ؛ (43) از امام هفتم‌علیه‌السلام شنیدم که می‌فرمود: امر به معروف و نهی از منکر کنید وگرنه بَدانِ شما بر شما مسلّط می‌شود، آن‌گاه خوبان شما [هم] دعا کنند، مستجاب نمی‌شود.»

و. ترک کار و تلاش

امام صادق‌علیه‌السلام: «أَنَّ تَارِکَ الطَّلَبِ لَا یسْتَجَابُ لَه‏؛ (44) به‏راستی کسی که [برای رسیدن به هدفی] دنبال کردن و تلاش نمودن را ترک می‌کند، [دعایش] مستجاب نمی‌شود.»

قرآن کریم هم می‌فرماید: «وَاَنْ لَیسَ لِلْاِنْسَانَ اِلَّا مَا سَعَی»؛ (45) «و اینکه نیست برای انسان جز آنچه تلاش کرده است.»

در کنار دعا و خواستن از خداوند، تلاش و کوشش برای دستیابی به حاجت خود هرگز نباید کمرنگ و یا بی‌رنگ شود.

ز. عدم شناخت خدا

گاه راز عدم استجابت، عدم شناخت واقعی خدا است. جمعی خدمت امام صادق‌علیه‌السلام رسیدند و عرض کردند: «نَدْعُو فَلَا یسْتَجَابُ لَنَا؟!؛ دعا می‌کنیم؛ ولی مستجاب نمی‌شود [چرا]؟» حضرت فرمود: «لِأَنَّکُمْ تَدْعُونَ مَنْ لَا تَعْرِفُونَهُ؛ (46) زیرا شما کسی را می‌خوانید که [مقام عظمت و علم و قدرت] او را نشناخته‌اید.»

و همان حضرت در ذیل قول خداوند که می‌فرماید: «فَلْیسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیؤْمِنُوا بِی»؛ (47) «اجابت کنید مرا و به من ایمان بیاورید.» فرمودند: «یعْلَمُونَ أَنِّی أَقْدِرُ عَلَى أَنْ أُعْطِیهُمْ مَا یسْأَلُونِّی؛ بدانند که من بر اعطاء آنچه از من درخواست می‌کنند توان دارم.»

ح. لقمه حرام

امام صادق‌علیه‌السلام فرمود: «إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یسْتَجَابَ لَهُ فَلْیطَیبْ کَسْبَهُ وَ لْیخْرُجْ مِنْ مَظَالِمِ النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَا یرْفَعُ إِلَیهِ دُعَاءُ عَبْدٍ وَ فِی بَطْنِهِ حَرَامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِه‏؛ (48) هرگاه یکی از شما خواست دعایش مستجاب شود، کسبش را پاکیزه [و حلال] کند و باید از مظلمه‌های مردم [و حق الناس] خارج شود [و خود را پاک کند] و براستی خداوند دعای بنده‌ای را که در شکمش لقمة حرام باشد و یا در نزد او مظلمه‌ای از خلق خدا باشد مستجاب نمی‌کند.»

پیامبر اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز بارها بر این مسئله تأکید نموده است، از جمله فرمود: «إنَّ الْعَبْدَ لَیرْفَعُ یدَهُ إِلَى اللهِ وَ مَطْعَمُهُ حَرَامٌ فَکَیفَ یسْتَجَابُ لَهُ وَ هَذَا حَالُهُ؛ (49) به‏راستی عبدی دستش را به سوی خدا بالا می‌برد [برای خواستن حاجت] در حالی که طعامش حرام است؛ چگونه دعای او مستجاب می‌شود؛ در حالی‌که حالش این است.»

و حتی یک لقمة حرام نیز در بی‌اثر کردن دعای انسان مؤثر است و برعکس، وقتی لقمه حلال شد، دعا به سرعت به هدف استجابت اصابت می‌کند.

حضرت رسول‌صلی‌الله‌علیه‌وآله در جمع بین این دو نکته فرمود: «أَطِبْ کَسْبَکَ تُسْتَجَبْ دَعْوَتُکَ فَإِنَّ الرَّجُلَ یرْفَعُ اللُّقْمَةَ إِلَى فِیهِ حَرَاماً فَمَا تُسْتَجَابُ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِینَ یوْماً؛ (50) کسبت را پاک کن، دعایت مستجاب می‌شود. به‏راستی مردی که لقمة حرام را به دهان می‌نهد، تا چهل روز دعای او مستجاب نمی‌شود.»

داستان

یکی از پادشاهان، آهویی برای یکی از علمای بزرگ فرستاد، و پیام داد که این آهو حلال است، از گوشت آن بخور؛ زیرا من آن را با تیری ساخت دست خودم صید کرده‌ام، و با اسبی که از پدرم ارث برده‌ام، آن را دنبال نموده‌ام.

آن عالم در پاسخ گفت: پادشاهی به استادم دو پرندة دریایی هدیه داد و گفت: از گوشت این دو بخور که با سگ شکاری خود آن دو را صید کرده‌ام.

استادم گفت: سخن دربارة این پرنده نیست، سخن در غذایی است که به سگ شکاری خود داده‌ای! آن سگ مرغ کدام پیرزنی را خورده تا برای صید قدرتمند شده است؟ بنابراین در این شکار آهو هم باید دید اسبت، علف کدام ستم‌کشیده را خورده است که نیروی حمل تو را برای صید پیدا کرده است؟ (51)

در روایت آمده که حضرت موسی‌علیه‌السلام مردی را دید که به شدّت تضرّع و زاری و دعا می‌کند؛ در حالی که دستش رو به آسمان است. خداوند به حضرت موسی‌علیه‌السلام وحی کرد: این شخص به هر مقدار گریه و زاری کند «لَمَا اسْتَجَبْتُ دُعَاءَهُ لِأَنَّ فِی بَطْنِهِ حَرَاماً وَ عَلَى ظَهْرِهِ حَرَاماً وَ فِی بَیتِهِ حَرَاماً؛ (52) دعای او را مستجاب نمی‌کنم؛ چون در شکمش [لقمة] حرام است و بر پشت، و در خانة او [نیز مال] حرام است.»

ط. حقّ النّاس و ظلم بر مردم

نه تنها لقمه حرام مانع استجابت دعا می‌شود؛ بلکه هرگونه مال و حق مردم به عهده و گردن انسان باشد، استجابت دعا را سد می‌کند.

حضرت علی‌علیه‌السلام می‏فرماید: خداوند به عیسی بن مریم‌علیه‌السلام وحی کرد: به مردم بنی اسرائیل بگو: «أَنِّی غَیرُ مُسْتَجِیبٍ لِأَحَدٍ مِنْکُمْ دَعْوَةً وَ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِی قِبَلَهُ مَظْلِمَةٌ؛ (53) براستی من دعای احدی از شما را که در نزد او مظلمه‌ای از مردم باشد [خواه حق مالی باشد و یا ظلم و ستمی در حق کسی روا داشته باشید] مستجاب نمی‌کنم.»

حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا أُجِیبُ دَعْوَةَ مَظْلُومٍ دَعَانِی فِی مَظْلِمَةٍ ظُلِمَهَا وَ لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِثْلُ تِلْکَ الْمَظْلِمَة؛ (54) خداوند می‌فرماید: به عزّت و جلالم قسم که دعای مظلومی را که در موردی بر او ظلم شده، در صورتی که [خود چنان ظلمی را در حقّ دیگری انجام داده باشد و] مظلمه‌ای مثل آن برای دیگری بر او باشد، مستجاب نمی‌کنم.»

محاسبه کم‏ترین حق الناس

از شیخ شهید نقل شده است که: «احمد بن ابی الحواری گفت: آرزو کردم که ابو سلیمان دارانی [زاهد معروف قرن سوم] را [که استادم بود] در خواب ببینم، تا آنکه بعد از یک سال [از مرگش] او را در خواب دیدم. گفتم: یا معلّم! با تو چه کردند؟ گفت: «ای احمد! یک وقتی از باب صغیر می‌آمدم شتری را که از [گیاهِ] درمنه بار می‌برد، پس چوبی از آن گرفتم، نمی‌دانم که با آن خلال کردم یا آنکه فقط در دهان و دندان کردم و دور انداختم. اکنون مدّت یک سال است که گرفتار حساب آن هستم.» مؤلف (= شیخ عباس قمی) گوید که: این حکایت استبعاد ندارد؛ بلکه آن را تصدیق می‌کند آیة شریفة «یا بُنَی إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یأْتِ بِهَا اللَّهُ»؛ (55) «[حضرت لقمان به فرزندش فرمود:] پسرم! اگر به اندازة سنگینی دانة خردلی [کار نیک یا بد] باشد و در دل سنگی یا در [گوشه‌ای از] آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را [در قیامت برای حساب] می‌آورد.» (56)

ی. گناه بعد از دعا

گاه ممکن است انسانی پاک باشد و اهل گناه و ظلم به مردم نباشد، و لقمه حرام هم نخورده باشد؛ ولی بعد از دعا گناهی را انجام دهد که دعای او را خنثی می‌کند.

حضرت باقر‌علیه‌السلام فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ یسْأَلُ اللَّهَ الْحَاجَةَ فَیکُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ أَوْ إِلَى وَقْتٍ بَطِی‏ءٍ فَیذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً فَیقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لِلْمَلَکِ لَا تَقْضِ حَاجَتَهُ وَ احْرِمْهُ إِیاهَا فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِی وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمَانَ مِنِّی؛ (57) براستی بنده‌ای از خداوند حاجتی درخواست می‌کند، از شأن آن دعا این است که بزودی و یا با تأخیر مستجاب گردد، پس این بنده گناهی را مرتکب می‌شود. پس خداوند تبارک و تعالی به ملک می‌فرماید: حاجتش را برآورده نکن و از آن حاجت محرومش کن؛ زیرا او در معرض غضب من قرار گرفت و مستحق حرمان و ناامیدی از طرف من شد.»

ک. دعا از سر غفلت

گاه دعا از سر غفلت و بی‌توجهی است؛ به زبان دعا می‌کند و خدا را می‌خواند؛ ولی دل و دیده به سوی دیگران دارد. چنین دعایی نیز مستجاب نمی‌شود.

رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَا یسْتَجِیبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبِ غَافِلٍ لَاهٍ؛ بدانید خداوند دعای قلب غافل و سرگرم [به غیر خدا] را قبول نمی‌کند.»

آمده است: «حضرت موسی‌علیه‌السلام بر مردی که در حال سجده بود، عبور کرد. آن مرد در حال تضرّع و زاری و دعا بود. آن حضرت عرض کرد: پروردگارا! اگر حاجت این مرد به دست من بود، هر آینه برآورده می‌کردم.

وحی رسید:‌ای موسی! او مرا می‌خواند؛ ولی قلب او متوجّه گوسفندی است که دارد. پس اگر آنقدر سجده کند که مهره‌های پشتش خرد شود و چشمانش سفید گردد، دعای او را اجابت نمی‌کنم.» (58)

حضرت سجّاد‌علیه‌السلام فرمود: «کسی که امید به مردم نداشته باشد و تمام امورش را به خدا واگذار کند، خداوند تمام دعاهای او را مستجاب می‌کند.» (59)

ل. عدم مصلحت

انسان از آینده و مصلحت خویش خبر ندارد و گاه خواسته‌هایی از خداوند دارد که نه تنها به مصلحت او نیست؛ بلکه به ضرر اوست، و باعث هلاکت او می‌شود.

بسیاری از جوانان با دیدن دختر زیبایی دلباختة او می‌شوند و اگر مذهبی باشند، شروع می‌کنند به دعا و این‌که خداوند زمینة ازدواج با او را فراهم کند ولی نمی‌دانند که او دختر و یا پسر ناپاکی است که هرگز ازدواج با او به مصلحتشان نیست.

قرآن می‌فرماید: «عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُم»؛ (60) «چه بسا چیزی را بَدْ بدانید؛ در حالی که به خیر [و صلاح] شما باشد و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید؛ در حالی که به زیان شما باشد.»

امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ وَ فِیهِ هَلَاکُ دِینِکَ وَ دُنْیاکَ لَوْ أُوتِیتَهُ؛ (61) چه بسا گاهی حاجتی را از خدا می‌خواهی که در اجابت آن هلاکت دین و دنیایت است.»

علّامه طباطبایی می‌گوید: «خداوند در این آیه می‌فرماید: «أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعان»؛ «اجابت می‌کنم دعای کسی را که فقط مرا بخواند.» پس اگر دعا مستجاب نشد، یا به جهت آن است که ما از خداوند خیر نخواسته‌ایم و یا در واقع برای ما شرّ بوده و یا اگر واقعاً خیر بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نکرده‌ایم و همراه با استمداد از غیر بوده است و یا اینکه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد که به فرمودة روایات، در این صورت به جای آن بلایی از ما دور می‌شود و یا برای آینده ما یا نسل ما ذخیره می‌شود و یا در آخرت جبران می‌گردد.» (62)

در جای دیگر می‌نویسد: «گاهی ما تخیلی داریم که واقعیت ندارد، مثلاً خیال می‌کنیم که مال برای ما خوب است؛ ولی نمی‌دانیم ضرر دارد. اگر پرده عقب رود، نه تنها دعا نمی‌کنیم؛ بلکه از آن نفرت پیدا می‌کنیم.» (63)

گر دعا جمله مستجاب شدی                                     هر دل عالمی خراب شدی

امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «إِنَّ کَرَمَ اللهِ سُبْحَانَهُ لَا ینْقُضُ حِکْمَتَهُ فَلِذَلِکَ لَا یقَعُ [لاَ تَقَعُ‏] الإِجَابَةُ فِی کَلِّ دَعْوَةٍ؛ (64) کرم خداوند منزه و پاک، حکمت او را نقض نمی‌کند. به این جهت است که هر دعایی [که مخالف حکمت خدا باشد] مستجاب نمی‌شود.»

جوانی خواستگار دختری بود، خیلی تلاش و دعا و راز و نیاز کرد؛ امّا سرانجام ازدواج با او تحقق نیافت. از خداوند سخت گله‌مند بود که دعایش را مستجاب نکرده است. بعد از مدتی که این جوان با دختر دیگری ازدواج کرد، آن دختر اوّلی بر اثر بیماری خطرناکی از دنیا رفت. آنوقت آن جوان گفت: چه خوب شد که دعایم مستجاب نشد.

جمع‌بندی

دعا در فرهنگ قرآن و روایات از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، تا آنجا که ارزش و قدر و منزلت انسان بستگی به دعای او دارد، در عین حال از توجّه به اسباب دیگر غافل نشویم و به خدا هم خدایی یاد ندهیم؛ زیرا او بهتر از ما مصلحت ما را می‌داند و نسبت به حاجت ما، نه عاجز و نه ناتوان است و نه جاهل و نادان و نه رحمت و خزانه او رو به پایان. بدانیم، هیچ دعایی بدون اثر نیست؛ یا ذخیرة آخرت می‌شود، یا بلاها را از ما دفع می‌کند و یا حاجاتمان برآورده می‌شود. و خود دعا کردن در واقع نوعی اجابت از طرف خداوند است.

امّا موانع برآورده شدن دعا عبارت‌اند از: ادا نکردن حق خداوند، سنّت پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌وآله را اطاعت نکردن، از جهنم نهراسیدن، و برای بهشت کاری نکردن، شیطان را اطاعت کردن و با او دشمنی نکردن، عیوب خود را نادیده گرفتن و عیوب مردم را به زبان آوردن، نیت و باطن بد داشتن، نفاق، نماز را به تأخیر انداختن، صدقه و نیکی به دیگران را ترک کردن، بد زبان بودن، تدبیر در کارها نداشتن، اسراف و تبذیر کردن، از امکانات موجود استفاده نکردن، ناپاکی قلبها، غفلت و قساوت، ترک امر به معروف و نهی از منکر، خدا را نشناختن، خوردن لقمة حرام، حق الناس به گردن داشتن و به مردم ستم روا کردن، ارتکاب گناه بعد از دعا، مصلحت نبودن و... .

لازم است که بدانیم گاهی اجابت دعا بخاطر ازدیاد ثواب و پاداش تأخیر می‌افتد، و یا اینکه خداوند دوست دارد صدای بنده‌اش را بشنود. و از یاد نبریم که برای استجابت دعا از زمانهای مقدّس چون جمعه و ماه رمضان و... و از مکانهای مقدّس چون مکه و حرم حسینی بهره بریم و آداب دعا را نیز به کار بندیم.

 

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:

 

(1). غافر/60.

(2). بقره / 186.

(3). فرقان / 77.

(4). بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج 93، ص 300، ح 37.

(5). الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365 هـ. ش، ج 2، ص466.

(6). «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ-: ادْفَعُوا أَبْوَابَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ؛ رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: دربهای بلاء را با دعاء ببندید». بحار الانوار، ج 93، ص 288، ح 3. و امام صادق‌علیه‌السلام فرمود: «إِنَّ الدُّعَاءَ یرُدُّ الْقَضَاء؛ بدرستی که دعا قضاء را از بین می‌برد» الکافی، ج 2، ص 469.

(7). الکافی، ج 1، ص183، ح 7، باب معرفة الامام.

(8). منتخب میزان الحکمة، ص 186؛ مستدرک الوسائل، ج 5، ص 192، باب 17؛ بحار الانوار، ج 90، ص 301.

(9). بحار الانوار، ج 90، ص 317، باب 24.

(10). الکافی، ج 2، ص 489.

(11). بحار الانوار، ج 73، ص 19.

(12). وسائل الشیعة، ج 7، ص 78.

(13). همان، ج 6، ص 431.

(14). همان، ج 10، ص 213.

(15). الکافی، ج 4، ص 224.

(16). اقبال، سید بن طاووس، ص 325.

(17). زاد المعاد، ص 256.

(18). وسائل الشیعة، ج 14، ص 537.

(19). سفینة البحار، ج 3، ص 49.

(20). مؤمن / 40.

(21). اصول کافی، ج 2، ص 486.

(22). بحار الانوار، ج 68، ص 135، ح 12؛ وسائل الشیعه، حرّ عاملی، آل البیت، قم، بی‏تا، ج 15، ص 235، ح 20364.

(23). الکافی، ج 2، ص 491، ح 9.

(24). تحف العقول، حرّانی، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ص 280، و بحار الانوار، ج 75، ص 138، باب 21.

(25). الکافی، کلینی، تحقیق: علی اکبر غفاری، بیروت، دار صعب ودار التعارف، چ چهارم، 1401 هـ. ق، ج 2، ص 491، ح 9.

(26). سفینة البحار، شیخ عباس قمی، دار الاسوه، 1427 هـ. ق، ج3، ص 57.

(27). الکافی، ج 2، ص 471.

(28). کنز العمال، متقی هندی، شماره 3156، به نقل از منتخب میزان الحکمة، محمدی ری شهری، قم‌، دار الحدیث، 1382، ص 181، ح 2113.

(29). مولوی.

(30). غافر/60.

(31). بقره / 40.

(32). سفینة البحار، شیخ عبّاس قمی، ج 3، ص 57 ـ 58؛ مستدرک الوسائل، نوری، قم‌، آل البیت، 1408 هـ. ق، ج5، ص 269، ح 2 (5841).

(33). وسائل الشیعه، شیخ محمد حرّ عاملی، ج 11، ص 520.

(34). الکافی، ج 2، ص 510، باب من لا یستجاب دعوته.

(35). وسائل الشیعه، حرّ عاملی، ج 7، ص 126، باب 5.

(36). الکافی، ج 4، ص 56.

(37). بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، ج 67، ح11.

(38). الکافی، ج 4، ص 13، (دار التعارف).

(39). الدعوات، راوندی، ص 30، ح 60 به نقل از منتخب میزان الحکمة، ص 182.

(40). الکافی، ج 2، ص 477، ح 5، (دار الصعب).

(41). حافظ.

(42). بحار الانوار، ج 90، ص 301؛ مستدرک الوسائل، ج 5، ص192، باب 17.

(43). الکافی، ج 5، ص 67، وج 7، ص 51.

(44). الکافی، ج 5، ص 84.

(45). نجم / 39.

(46). بحار الانوار، ج 93، ص 368، ح 4.

(47). همان، ج 93، ص 323، ح 37.

(48). همان، ج 93، ص 321، ح 31.

(49). ارشاد القلوب، دیلمی، ص 149، به نقل از منتخب میزان الحکمة، ص 182، ح 2119.

(50). منتخب میزان الحکمة، ص 182، ح 2120.

(51). سرگذشتهای عبرت‌انگیز، محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات روحانی، قم، دوم، ص 66.

(52). سفینة البحار، ج 3، ص 56.

(53). مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 5، ص 270، باب 61.

(54). بحار الانوار، ج 75، ص 312، ح 20؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 50، ح 20950.

(55). لقمان/16.

(56). منازل الآخرة، شیخ عباس قمی، مؤسسه انصاری، دوم، 1380، ص 103.

(57). بحار الانوار، ج 73، ص 329، ح 11.

(58). عبرتها در آینه داستانها، احمد دهقان، انتشارات نهاوندی، 1378، اوّل، ص 113؛ کشکول عبّاسی، ابراهیم عبّاسی، ص 43.

(59). بحار الانوار، ج 75، ص 110، ح 16.

(60). بقره / 216.

(61). بحار الانوار، ج 90، ص 301، مؤسسة الوفاء؛ مستدرک الوسائل، آل البیت، ج 5، ص 192، باب 17.

(62). المیزان، علامه طباطبایی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، دوم، 1392، ج 2، ص 35.

(63). همان، ص 32.

(64). غرر الحکم، شماره 3478، به نقل از منتخب میزان الحکمة، ص 183.

 

 

 

 

  • محمد حمزه

دعا در سیره پیشوایان علیهم السلام

چهارشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۳ ق.ظ

دعا در سیره پیشوایان علیهم السلام

مسئله دعا و نیایش یکی از مهم‌ترین مسائلی است که در مکتب تشیع جایگاه خاصی داشته است و اهل بیت عصمت و طهارت نیز پیوسته آن را در سیره عَمَلی خود تبلیغ و ترویج نموده اند. گواه و شاهد بر این امر، ادعیه بسیاری است که از جانب ائمه معصومین علیهم السلام وارد شده است؛ دعاهایی چون: دعای کمیل، مناجات شعبانیه، دعا عرفه، ابو حمزه ثمالی، صحیفه سجادیه و دیگر ادعیه مأثوره.

الف. یکی از مواقعی که اهل بیت علیهم السلام به دعا و استمداد از قدرت لا یزال الهی روی می‌آوردند، هنگام خطرات و پیشامدهای ناگوار و سخت بوده است که «میدانهای نبرد و مبارزه» از جمله این مواقع است:

1. در ماجرای جنگ بدر - که نخستین و سخت‌ترین جنگ بزرگ مسلمانان با مشرکان بود - ابن عباس چنین نقل می‌کند: شبی که در روز آن جنگ بدر رخ داد، پیامبرصلی الله علیه وآله به همراه مسلمین به مناجات و راز و نیاز به درگاه الهی پرداختند. (22) رسول خداصلی الله علیه وآله رو به قبله ایستاده و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده بود و همچنان به نیایش و استغاثه ادامه می‌داد تا آنجا که عبا از دوشش به زمین افتاد. ایشان در دعایش عرض می‌کرد: «خدایا! وعده‌ای را که به من داده‌ای، تحقق بخش! پروردگارا! اگر این گروه مؤمنان نابود شوند، پرستش تو از زمین برچیده خواهد شد.» (23)

2. درباره جنگ احد نیز از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: زمانی که مردم در روز جنگ احد پیامبرصلی الله علیه وآله را رها کردند و از اطراف ایشان متفرق شدند، رسول خداصلی الله علیه وآله دست به دعا برداشته، عرض کردند: «اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ وَ إِلَیکَ الْمُشْتَکَی وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ...؛ (24) بارخدایا! سپاس مخصوص توست. به سوی تو شکوه می‌آورم و از تو یاری می‌جویم.»

3. همچنین امام علی علیه السلام در مواقع حساسِ میدانهای جنگ، به وسیله دعا کردن از خداوند استمداد می‌جستند؛ از جمله در «یوم الهریر» که سخت‌ترین روز نبرد صفین بود و جنگ بر دوستان امیر المؤمنین علیه السلام شدّت گرفته بود، دعای «کَرْب» را قرائت کردند و آن دعایی است که اگر شخص گرفتار و غمگین بخواند، خداوند او را از آن غم نجات می‌بخشد: «دَعَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام یوْمَ الْهَرِیرِ حِینَ اشْتَدَّ عَلَی أَوْلِیائِهِ الْأَمْرُ دُعَاءَ الْکَرْبِ مَنْ دَعَا بِهِ وَ هُوَ فِی أَمْرٍ قَدْ کَرَبَهُ وَ غَمَّهُ نَجَّاهُ اللَّهُ مِنْهُ.» (25)

4. نمونه بارز دیگر این أمر، حضرت سید الشهداءعلیه السلام می‌باشد؛ همان وجود نازنینی که وقتی در کربلا و در سخت‌ترین شرائط قرار گرفت، تنها پروردگار خود را خواند و از او یاری خواست.

- از جمله وقتی در عصر تاسوعا، سپاهیان «عُمر سعد» قصد آغاز حمله را داشتند، امام علیه السلام خطاب به برادر خود، حضرت ابو الفضل علیه السلام فرمود: «إِرْجِعْ إِلَیهِمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَی غَدٍ وَ تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیةَ نُصَلِّی لِرَبِّنَا اللَّیلَةَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ یعْلَمُ أَنِّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ لَهُ وَ تِلَاوَةَ کِتَابِهِ وَ کَثْرَةَ الدُّعَاءِ وَ الاِْسْتِغْفَارِ؛ (26) به سوی آنان باز گرد و اگر توانستی، امشب را مهلت بگیر و جنگ را به فردا موکول کن تا ما امشب را به نماز، مناجات و استغفار با پروردگارمان بپردازیم؛ زیرا خدا می‌داند که من به نماز برای او و تلاوت قرآن و کثرت دعا و استغفار علاقه دارم.»

- در صبح روز عاشورا آن هنگام که «عمر سعد» مشغول آرایش صفوف لشکر خویش بود، چون چشمان امام علیه السلام به انبوه لشکر دشمن افتاد و سیل عظیم صفوف دشمن را در مقابل خویش دیدند که کمر به قتل وی بسته اند، دستها را به سوی آسمان بلند کرده، این دعا را خواندند:

«اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِی فِی کُلِّ کَرْبٍ وَ رَجَائِی فِی کُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِی؛ (27) بار خدایا! تو در هر غم و اندوهی، تکیه گاه و در هر پیشامد ناگواری، مایه امید من هستی.»

- و بنا بر نقل شیخ طوسی در «مصباح المتهجد» و سید بن طاوس در «اقبال»، امام علیه السلام در آخرین دقایق حیات خود چشمان مبارک را باز کرده و به سوی آسمان متوجه گردیده، برای آخرین بار با پروردگار خویش چنین مناجات نمودند: «اللَّهُمَّ مُتَعَالِی الْمَکَانِ عَظِیمَ الْجَبَرُوتِ شَدِیدَ الْمِحَالِ غَنِی عَنِ الْخَلَائِقِ عَرِیضَ الْکِبْرِیاءِ...؛ (28) ‌ای خدایی که مقامت بس بلند، غضبت شدید و نیرویت بالاتر از هر نیرو است! از مخلوقات خویش بی نیاز هستی و در کبریا و عظمت خویش فراگیر.»

ب. همچنین از دیگر مواردی که ائمه علیهم السلام متوجه بارگاه قدس ربوبی شده، به مناجات با خدا می‌پرداختند، لحظاتی بود که از سوی دشمنان «تهدید به مرگ می‌شدند» و جان گرامیشان در معرض خطر قرار می‌گرفت:

1. از جمله این ادعیه، دعای امام صادق علیه السلام است. آن هنگام که منصور (خلیفه عباسی) حضرت را فرا خوانده بود و قصد کشتن ایشان را داشت: «فَلَمَّا أَدْخَلْتُهُ إِلَیهِ رَأَیتُهُ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَی سَرِیرِهِ وَ فِی یدِهِ عَمُودُ حَدِیدٍ یرِیدُ أَنْ یقْتُلَهُ بِهِ وَ نَظَرْتُ إِلَی جَعْفَرٍعلیه السلام وَ هُوَ یحَرِّکُ شَفَتَیهِ فَلَمْ أَشُکَّ أَنَّهُ قَاتِلُهُ وَ لَمْ أَفْهَمِ الْکَلَامَ الَّذِی کَانَ جَعْفَرٌعلیه السلام یحَرِّکُ بِهِ شَفَتَیهِ بِهِ...؛ (29) [راوی می‌گوید:] زمانی که امام علیه السلام را نزد منصور بردم، او را دیدم که بر روی تختش نشسته و در دستش عمود آهنینی است که می‌خواهد با آن امام را به قتل برساند. در این بین، به جعفر [بن محمد] علیهما السلام نگاه کردم و دیدم که دو لبانش حرکت می‌کند؛ پس شک نکردم که منصور او را می‌کشد، اما کلام جعفرعلیه السلام را نفهمیدم....»

2. همچنین در مرتبه دیگری که امام صادق علیه السلام به دربار منصور احضار شده بودند، ولی با سلامت از نزد او بیرون آمدند، در پاسخ کسی که از علت این امر شگفت سؤال کرده بود، فرمودند: «دعای جدم امام حسین علیه السلام را خواندم.» ربیع که راوی این جریان است، می‌گوید: «به خدا سوگند! هیچ گاه در گرفتاریها این دعا را نخواندم، مگر آنکه مشکلم بر طرف شد.» (30)

3. و از این قسم است دعای امام کاظم علیه السلام آن هنگام که آن حضرت را در گودال حیوانات درنده انداختند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ...؛ (31) به نام خداوند بخشاینده مهربان. خدایی جز او نیست، تنهای تنهاست، وعده‌اش را تحقق بخشید و بنده‌اش را یاری کرد، به لشکریانش عزت عطا فرمود، تمام گروهها [ی کفر و شرک] را به تنهایی شکست داد و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است.»

در خاتمه، این نکته را یادآور می‌شویم که اگر چه دعا در پیشامدهای ناگوار و مواقع نیاز مؤثر بوده و بدان سفارش شده است، لکن این گونه نیست که تنها محدود به چنین موقعیتهای خاص باشد؛ چرا که مسئله دعا و مناجات با پروردگار از امور فطری بشر است که در همه انسانها - از هر دین و آیینی که باشند - به نحوی بروز و ظهور دارد. از این رو، باید بکوشیم که این حالت فطری را که ممکن است در اعماق ضمیر انسان مدفون گشته و تنها در حالات اضطرار و نیاز رخ بنماید، به صورت عنصری فعال در صحنه زندگی خود آشکار سازیم و آن را یکی از ضروریات زندگی معنوی خود به شمار آوریم؛ چنان که در فرهنگ قرآنی ما نیز «دعا» از امور ضروری در حیات ایمانی معرفی شده است که دوری از آن پیامدِ تنزل شخصیت و مهجوریت انسان از رحمت الهی را خواهد داشت: «وَ قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ اِنَّ الَّذِینَ یسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرینَ»؛ (32) «پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا [دعای] شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبر می‌ورزند، به زودی با ذلت وارد دوزخ می‌شوند.»

 

  • پاورقــــــــــــــــــــی

22) چنان که آیه 9 سوره انفال نیز به این مطلب اشاره دارد: «إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفینَ.»

23) مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1415 ق، ج 4، ص 437، ذیل آیه 9 سوره انفال.

24) بحارالانوار، ج 88، ص 209.

25) همان، ص 238.

26) سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، محمد صادق نجمی، قم، جامعه مدرسین، حوزه علمیه، 1378 ش، ص 141.

27) همان، ص 160.

28) همان، ص 263.

29) بحارالأنوار، ج 88، ص 281.

30) مکارم الاخلاق، فضل بن حسن طبرسی، منشورات شریف رضی، چاپ ششم، 1392 ق، ص 350.

31) بحارالانوار، ج 88، ص 328.

32) غافر / 60.

 

 

  • محمد حمزه

دعا در روایات

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۲۹ ب.ظ

دعا در روایات

همان طور که بیان گردید، یکی از مهم‌ترین تأثیرات دعا که در هنگام بروز حوادث ناگوار برای شخص دعا کننده حاصل می‌گردد، افزایش توان روحی و جبران ضعف روانی است و این واقعیتی است که در کلمات معصومین علیهم السلام نیز بدان اشاره شده و روایات بسیاری بر آن دلالت می‌کند که به عنوان نمونه، به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف. یکی از تعبیراتی که در روایات مربوط به دعا به کار رفته است و بر این مهم دلالت می‌کند، تعبیر «سلاح» می‌باشد:

1. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «أَ لَا أَدُلُّکُمْ عَلَی سِلَاحٍ ینْجیکُمْ مِنْ أَعْدائِکُمْ وَ یدِرُّ أَرْزَاقَکُمْ قَالُوا بَلَی یا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ؛ (16)

آیا سلاحی را به شما نشان دهم که از دشمنان نجاتتان می‌دهد و روزیتان را زیاد می‌کند؟ عرض کردند: آری،‌ای رسول خدا! فرمود: شب و روز پروردگارتان را بخوانید؛ زیرا که سلاح مؤمن دعاست.»

2. امام صادق علیه السلام فرمود: «إِنَّ الدُّعَاءَ أَنْفَذُ مِنْ سِلَاحِ الْحَدِیدِ؛ (17) همانا دعا از سلاحِ تیز کارگرتر است.»

3. و امام علی علیه السلام فرمود: «الدُّعَاءُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ؛ (18) دعا سپر مؤمن است.»

به خوبی معلوم است که کاربرد سلاح، مقابله با خطرات و دفاع در برابر حملات می‌باشد و کسی که در موقعیت خطرناکی قرار گرفته است، با داشتن اسلحه احساس ایمنی بیشتری می‌کند و نسبت به حفظ جان و مال و عرض خود اطمینان خاطر فزون تری خواهد داشت. همین طور کسی که به خاطر پیامدهای ناگوار زندگی در یک شرائط سخت و دشوار روحی قرار گرفته است، با داشتن اسلحه دعا و کمک گرفتن از امدادهای غیبی، اعتماد به نفس پیدا می‌کند و در جهت مدیریت و کنترل موقعیت پیش آمده، ثبات و ایستادگی بیشتری از خود نشان می‌دهد و در واقع، دعا ابزاری است که او را از شکست و ناکامی در مقابل مشکلات حفظ می‌کند.

ب. موضوع دیگری که در روایات مربوط به دعا بر آن تأکید شده است، مسئله «ایمنی از بلایا» می‌باشد:

1. حضرت علی علیه السلام فرمود: «اِنَّ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ سَطَواتٍ وَ نَقَمَاتٍ فَاِذَا نَزَلَتْ بِکُمْ فَادْفَعُوهَا بِالدُّعَاءِ فَاِنَّهُ لَا یدْفَعُ الْبَلَاءَ اِلَّا الدُّعَاءُ؛ (19) همانا خدای سبحان را خشمها و کیفرهایی است. پس هر گاه بر شما فرود آمدند، آنها را با دعا دور سازید؛ زیرا که بلا را چیزی جز دعا دور نمی‌کند.»

2. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «إِدْفَعُوا أَبْوَابَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ؛ (20) درهای بلا را با دعا ببندید!»

3. همچنین آن حضرت فرمود: «لَا یرُدُّ الْقَضَاءَ إِلَّا الدُّعَاءُ؛ (21) قضاء (خواسته حتمی خدا) را چیزی جز دعا بر نمی‌گرداند.»

به خوبی آشکار است که آدمی در این دنیا پیوسته با انواع بلاها و مصیبتها مواجه می‌باشد؛ چه بلاهای مادی و طبیعی و چه بلاهای معنوی که معاصی و گناهان باشد. از سوی دیگر، انسان نیز موجودی است ضعیف و ناتوان که قدرت تحمل و کنترل انبوه غم و فشارهای سخت را ندارد؛ لذا نیازمند قدرتی است که او را در این موقعیتهای ناگوار یاری رساند و این قدرت و نیروی معنوی چیزی جز دعا نیست که حتی توان دفع کردن سخت‌ترین و حتمی‌ترین بلاها را نیز دارد و این تعبیرات به کار رفته در لسان روایات در حقیقت اشاره‌ای است به نقش مؤثر و کاربردی دعا در زندگی انسان.


16) میزان الحکمة، ص 1648، ح 5538.

17) همان، ح 5542.

18) همان، ح 5544.

19) همان، ص 1650، ح 5559.

20) همان، ح 5560.

21) همان، ص 1648، ح 5549.

  • محمد حمزه

دعا در قرآن

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۵ ب.ظ

دعا در قرآن

برخی از آیاتی که مرتبط با موضوع مورد بحث می‌باشند، از این قرارند:

الف. «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیسْتَجیبُوا لی وَ لْیؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ»؛ (6) «هر گاه بندگانم از تو درباره من سؤال کردند، [بگو] من نزدیکم، دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا هدایت یابند [و به مقصود برسند].»

در روایتی در ذیل این آیه شریفه آمده است: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی... کَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِیاً قَالَ لَهُ إِذَا أَحْزَنَکَ أَمْرٌ تَکْرَهُهُ فَادْعُنِی أَسْتَجِبْ لَکَ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَعْطَی أُمَّتِی ذَلِکَ حَیثُ یقُولُ أُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ (7) خدای تبارک و تعالی... هر گاه پیامبری را می‌فرستاد، به او می‌فرمود: هر گاه امر ناخوشایندی تو را اندوهگین ساخت، مرا بخوان! پا سخت را می‌دهم. و خداوند متعال این موهبت را به امت من نیز داد که فرمود: بخوانید مرا تا شما را اجابت کنم.»

بنا بر آنچه در این کلام نورانی به خوبی بیان شده است، زمان پیشامد امور ناخوشایند، از جمله مواقعی است که دعا در آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا این دعاست که می‌تواند در آن شرائط ناگوار به انسان آرامش دهد و به او نیروی مقاومت و صبر در برابر ناملایمات ببخشد.

و از کلام حضرت استفاده می‌شود که فضیلت دعا در گذشته مخصوص پیامبران بوده است؛ اما خداوند متعال از روی فضل و کرم خود آن را به امت پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله نیز عنایت فرموده؛ چنان که در روایت دیگری از رسول اکرم صلی الله علیه وآله به این نکته اشاره شده است که فرمود: «از آنچه خداوند به امّت من عنایت فرمود و آنها را بدان سبب بر امّتهای دیگر برتری داد، این است که به آنها سه خصلت بخشید که فقط به پیامبران عطا فرموده بود:

1. خداوند هر گاه پیامبری را بر می‌انگیخت، می‌فرمود: «در دینت بکوش و حَرَجی بر تو نیست.» و این را به امّت من داده است که می‌فرماید: «در دین بر شما حرجی نگذاشت.»

2. هر زمان پیامبری را بر می‌انگیخت، می‌فرمود: «هر گاه چیزی که آن را نمی‌پسندی تو را غمگین کرد، مرا بخوان تا برای تو اجابت کنم.» و این را به امّت من داده که می‌فرماید: «مرا بخوانید تا برای شما اجابت کنم.»

3. و هر گاه پیامبری را بر می‌انگیخت، او را گواه قوم خود قرار می‌داد و خداوند امّت مرا گواهان مردم قرار داد که می‌فرماید: «تا پیامبر گواه شما باشد و شما گواهان مردم.» (8)

اما برخی از نکات دیگری که در آیه شریفه فوق وجود دارد، از این قرار است:

اول: خداوند متعال در پاسخ نفرمود: بگو من نزدیکم (به مناسبت اینکه اول آیه خطاب به پیامبرصلی الله علیه وآله است) ، بلکه جهت تسریع در پاسخ بندگان کلمه بگو را حذف کرده، مستقیماً فرمود: «من نزدیکم.»

دوم: پروردگار سبحان خودش مستقیماً پاسخ داد و این نشانه منزلت و شرف دعا نزد ذات اقدس اوست.

سوم: بنا بر ظاهر، کلام وحی می‌بایست چنین باشد که دعا کنید تا اجابت نمایم؛ در حالی که خداوند متعال اجابت را بر دعا کردن مقدم داشته است: «أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ»؛ «اجابت می‌کنم دعای دعا کننده را.» و این اشاره به حتمی بودن اجابت است.

چهارم: پروردگار متعال در این آیه با جمله «فَلْیسْتَجیبُوا لی»؛ «پس باید مرا اجابت کنند.» به دعا کردن بندگان امر کرده است.

پنجم: با ذکر جمله «لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ»؛ «باشد که آنان هدایت یابند.» گویا به بندگان خود چنین بشارت می‌دهد که دعایتان اجابت شد؛ چون «رشاد» به راه هدایتی گویند که به مطلوب و مقصود می‌رسد.

ب. آیه دیگری که می‌توان از آن در موضوع مورد بحث استفاده کرد، آیه ذیل می‌باشد:

«ما یفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَها»؛ (9) «رحمتی را که خدا بر مردم بگشاید، کسی نتواند که بازش دارد.»

بنابر روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده است، مراد از رحمت در این آیه «دعا» می‌باشد. (10) به خوبی معلوم است که وجه ارتباط دعا و رحمت چیست؛ زیرا در آن زمان که انسان در کوران فشار و تنگنای مشکلات قرار می‌گیرد و هیچ یک از اسباب دنیا نمی‌تواند او را از آن شرائط سخت نجات دهد، تنها این دعا و ارتباط با خداست که همچون نسیمی روح نواز غبار اندوه را از چهره جان او می‌زداید و به او آرامش خاطر می‌بخشد.

ج. همچنین اگر در برخی از دعاهایی که قرآن کریم از لسان انبیا نقل کرده است، دقت کنیم، متوجه می‌شویم که اصل استعانت از دعا در میان آنان نیز جاری بوده است و هر گاه که رسولان الهی دچار ضعف و کاهش توان روحی می‌شدند، به وسیله دعا و اتصال به ملکوت در صدد جبران توان روحی خود بوده اند. خواه این ضعف و شکست ناشی از ناراحتیهایی بوده که از اهل دنیا به آنها رسیده بود، همانند دعای حضرت ایوب، نوح و موسی علیهم السلام و خواه به خاطر اندوههای معنوی بوده که بر اثر ترک اولی ایجاد شده بود، مانند دعای حضرت آدم و یونس علیهما السلام. نمونه‌هایی از این دعاها عبارت است از:

- دعای حضرت ایوب علیه السلام: «وَ أَیوبَ إِذْ نادی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِی الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَکَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَیناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِکْری لِلْعابِدینَ»؛ (11)

«و ایوب را [به یاد آور] آن زمان که پروردگارش را خواند [و عرضه داشت] : بد حالی و مشکلات به من روی آورده و تو مهربان‌ترین مهربانانی! ما دعای او را مستجاب کردیم و ناراحتیهایی را که داشت، برطرف ساختیم و خاندانش را به او باز گرداندیم و همانندشان را بر آنها افزودیم تا رحمتی از سوی ما و تذکّری برای عبادت کنندگان باشد.»

- دعای حضرت نوح علیه السلام: «وَ نُوحاً إِذْ نادی مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّیناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظیمِ»؛ (12)

«و نوح را [به یاد آور] هنگامی که پیش از آن [زمان پروردگار خود را] خواند! ما دعای او را مستجاب کردیم و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم.»

- دعای حضرت موسی علیه السلام: «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَی مِنْ خَیرٍ فَقیرٌ»؛ (13) «پروردگارا! هر خیر و نیکی که بر من فرستی، به آن نیازمندم.»

- دعای حضرت آدم و حوا علیهم السلام پس از تخلف از فرمان الهی: «قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ»؛ (14) «گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود.»

- دعای حضرت یونس علیه السلام: «فَنادی فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ»؛ (15) «پس در آن ظلمتها [ی متراکم] صدا زد: [خداوندا!] جز تو معبودی نیست. منزّهی تو! من از ستمکاران بودم. پس ما دعای او را به اجابت رساندیم و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم.»

نکته قابل توجهی که در آیه آخر وجود دارد، این است که خداوند متعال با عبارت «وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ» در واقع، یک اصل کاربردی را که برای تمامی مؤمنین قابل اجرا می‌باشد، مطرح کرده است و آن اینکه هر آن کس که دچار غم و اندوه گردد، اگر خدا را به یاد آورد و او را بخواند، خداوند او را از آن غم نجات می‌بخشد.

بنابراین، با مطالعه این آیات به خوبی در می‌یابیم که انبیا و رسولان الهی نیز هنگامی که در شرائط سخت و ناگوار قرا می‌گرفتند، از دعا و مناجات با خدا برای جبران ضعف توان خود کمک می‌گرفتند و اساساً از این طریق، یعنی ارتباط با منبع عظیم وحی بوده است که می‌توانستند وظیفه سنگین رسالت را به انجام رسانند.


6) بقره / 186.

7) میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، دار الحدیث، چاپ اول، 1377 ش، ج 4، ص 1654، ح 5574.

8) بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 90، ص 290.

9) فاطر / 2.

10) میزان الحکمة، ج 4، ص 1654، ح 5575.

11) انبیاء / 83 - 84.

12) همان / 76.

13) قصص / 24.

14) اعراف / 23.

15) انبیاء / 87 - 88.

  • محمد حمزه

تعریف دعا

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۲۰ ب.ظ

تعریف دعا

دعا در لغت به معنای خواندن و صدا زدن می‌باشد. «دَعَوتُ فلاناً»، یعنی او را صدا زدم. و در اصطلاح، طلب کردن فرد پایین و پست از فرد بالا و برتر با حالت خضوع را گویند. (4) و در فرهنگ اصطلاحات (نفایس الفنون) نیز چنین تعریف شده است: «دعا، طلب حاجت است از حضرت باری تعالی به تضرع و اخلاص.» (5)

همان گونه که بیان شد، دعا و نیایش یکی از بزرگ‌ترین عواملی است که در شرائط سخت و دشوار زندگی، توان روحی انسان را افزایش می‌دهد و او را برای بردباری و مقابله با فشارهای روانی آماده می‌سازد؛ لکن برای رسیدن به این باور و درک میزان کارکرد این عواملِ توانمندی، لازم است که ابتدا با جایگاه آن آشنا شویم. برای این منظور، این مقوله را از سه منظر قرآن، روایات و سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام مورد بررسی قرار می‌دهیم.


4) عدة الداعی، ابن فهد حلی، تحقیق: احمد موحدی قمی، قم، مکتبة الوجدانی، ص 9.

5) فرهنگ اصطلاحات و تعریفات (نفایس الفنون) ، بهروز ثروتیان، تبریز، انتشارات دانشگاه، چاپ اول، 1352 ش، ص 128.

  • محمد حمزه

تاثیر دعا در کاهش فشارهای روانی

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۱۷ ب.ظ

تاثیر دعا در کاهش فشارهای روانی

یکی از مسائلی که تمامی انسانها با آن دست به گریبان اند و پیوسته با آن مواجه می‌باشند، مسئله رنج و سختی حاصل از مشکلات زندگی است که به تصریح آیه شریفه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ» (1) خلقت انسان با آن عجین شده است و هیچ روزی بر آدمی نمی‌گذرد، مگر آنکه قبل و یا بعد از آن با ابتلائات و امتحاناتی رو به رو گردیده است؛ چرا که اساساً بنای این نشئه بر رنج و مشقت است و آدمی در این دنیا بدون بلا نمی‌تواند باشد و به فرموده امیر المؤمنین علیه السلام: «[الدُّنْیا] دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ؛ (2) دنیا سرایی است که با بلا و سختی پیچیده شده است.» و کسی را یارای گریز از آن نیست. بنابراین، گرفتاریها و مشکلات زندگی اموری هستند اجتناب ناپذیر که باید با آن رو به رو شد؛ اما باید خردمندانه با آنها برخورد کرد. از این رو، پیشوایان دین که برترین اسوه‌های زندگانی به شمار می‌روند، راهکارهایی را برای کنترل و مدیریت شرائط سخت و دشوار زندگی به ما آموخته اند.

مهم‌ترین راهبردی که دین برای مقابله با سختیها و فشارهای زندگی معرفی کرده، «صبر» است که در میان متون دینی (قرآن و روایات) از جایگاه والایی برخوردار می‌باشد؛ لکن برای دست یافتن به این راهبرد و عَمَلی کردن آن، نیازمند مهارتها و راهکارهایی هستیم که اهل بیت علیهم السلام این روشها را نیز به ما آموخته اند و سیره آنان در بردارنده مهارتها و روشهای مقابله با فشارهای روانی است.

یکی از این راهکارها، کمک گرفتن و استعانت جستن از منابع عظیم تقویت روح و روان است؛ چرا که یکی از اثراتی که شرائط سخت و موقعیتهای ناخوشایند در انسان می‌گذارد، کاهش توان تحمل انسان است که نتیجه آن عدم صبوری شخص در برابر سختیهاست. از این رو، چنین فردی نیازمند قدرتی است که ناتوانی او را جبران کند و توان بردباری وی را تقویت نماید. از جمله این عوامل، صبر و نماز می‌باشد که قرآن کریم نیز به صراحت از این دو به عنوان دو منبع مهم استعانت یاد کرده است: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ»؛ (3) «ای افرادی که ایمان آورده اید! از صبر و نماز کمک بگیرید! [زیرا خداوند با صابران است.»

اما یکی دیگر از این عوامل تقویت توان روحی دعا می‌باشد.


1) بلد / 4: «به تحقیق ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم.»

2) نهج البلاغة، خ 226.

3) ] . بقره / 153.

  • محمد حمزه

آداب نیایش و دعا

دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۷ ب.ظ

آداب نیایش

نیایش با پروردگار عالم، آداب و شرایطی دارد که با مراعات آن‌ها، امکان اجابت دعا زودتر فراهم خواهد شد. این آداب به سه بخش تقسیم می‌شوند:

اول: آدابی که می‌بایست قبل از نیایش مورد توجه قرار گیرند.

دوم: آدابی که همزمان با نیایش رعایت می‌شوند.

سوم: آن‌هایی که پس از دعا و نیایش مراعات می‌شوند.

آداب قبل از نیایش

عمده این آداب عبارتند از اموری که آمادگی انسان را برای قرار گرفتن در برابر خداوند افزایش داده، قلب انسان را متوجه عظمت پروردگار می‌نمایند. برخی از آن‌ها عبارتند از:

1 - پاکیزگی و طهارت روحی و جسمی؛

2 - استفاده از بوی خوش و توجه به آراستگی ظاهری؛ (1)

3 - توجه به قبله و خداوند قبله؛

4 - گمان به این که اگر دعا کند خداوند اجابت خواهد فرمود؛

در این باره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند:

«به طوری دعا کنید که یقین به اجابت پروردگار داشته باشید.»

5 - صدقه دادن؛

امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه پدرم آداب نیایش

حاجتی داشت به هنگام زوال خورشید (یعنی هنگام ظهر) طلب می‌کرد؛ و هنگامی که اراده درخواست حاجت خود می‌کرد قبل از آن صدقه می‌داد، عطر استعمال می‌کرد، به مسجد می‌رفت و آنچه از خدا می‌خواست در تحصیل جاجت خود دعا می‌کرد.» (2)

آداب همراه نیایش

1 - به زبان آوردن حاجت

از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمودند: «ان الله تبارک و تعالی یعلم ما یرید العبد اذا دعاه ولکن یحب ان یبث الیه الحوائج (3) ؛ همانا خداوند تبارک و تعالی هر آنچه عبد در هنگام نیایش می‌خواهد را می‌داند، ولی دوست دارد که حاجت‌ها را به درگاهش شرح دهد.»

2 - توسل به پیامبر و اهل بیت او

از آیات قرآن به خوبی استفاده می‌شود که وسیله قرار دادن مقام انسانی صالح در پیشگاه خدا، و طلب چیزی از خداوند به خاطر او به هیچ وجه ممنوع نیست و منافاتی با توحید ندارد. در آیه 64 سوره نساء می‌خوانیم:

«و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما»؛ «اگر آن‌ها هنگامی که به خویش ستم کردند (و مرتکب گناهی شدند) به سراغ تو می‌آمدند، و از خدا طلب عفو و بخشش می‌کردند و رسول نیز برای آن‌ها طلب عفو می‌کرد، خدا را توبه پذیر و رحیم می‌یافتند.»

نیز در آیه 97 سوره یوسف می‌خوانیم:

«برادران یوسف، از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند برای آن‌ها استغفار کند، و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت.»

در آیه 114 سوره توبه نیز موضوع استغفار حضرت ابراهیم علیه السلام در مورد پدرش (عمویش) آمده که تاثیر دعای پیامبران را درباره دیگران تاکید می‌کند؛ و همچنین در آیات متعدد دیگر قرآن، این موضوع منعکس است. از روایات متعددی که از طرق شیعه و اهل تسنن در دست داریم نیز به خوبی استفاده می‌شود که توسل - به آن معنی که ذکر شد - هیچگونه اشکالی ندارد، بلکه کار خوبی محسوب می‌شود. (4)

در اینجا لازم است به چند نکته اشاره شود:

الف - منظور از توسل این نیست که کسی حاجت را از پیامبر یا امام بخواهد، بلکه منظور این است که به مقام او در پیشگاه خدا متوسل شود، و این در حقیقت توجه به خداست، زیرا احترام پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به خاطر این است که فرستاده او بوده و در راه او گام برداشته است.

ب - بعضی اصرار دارند که میان حیات و وفات پیامبر و امامان علیهم السلام فرق بگذارند، در حالی که از نظر یک مسلمان، پیامبر و صالحان، پس از مرگ زندگی برزخی دارند؛ زندگانی وسیعتر از عالم دنیا، همانطور که قرآن، درباره شهیدان به آن تصریح فرموده است.

ج - بعضی نیز اصرار دارند که میان تقاضای دعا از پیامبر، و سوگند دادن خدا به مقام او فرق بگذارند؛ تقاضای دعا را مجاز و غیر آن را ممنوع بشمارند. در حالی که هیچگونه فرقی میان این دو دیده نمی‌شود.

د - بعضی از نویسندگان و دانشمندان اهل تسنن - به خصوص وهابیان - با لجاجت خاصی کوشش می‌کنند تمام احادیثی که در زمینه توسل وارد شده است را تضعیف کنند و یا با اشکالات واهی و بی اساس، آن‌ها را به دست فراموشی بسپارند؛ آن‌ها در این زمینه چنان بحث می‌کنند که هر نگرنده بی طرفی احساس می‌کند پیش از این، اینان عقیده‌ای برای خود انتخاب کرده و اینک می‌خواهند عقیده خود را بر روایات اسلامی تحمیل کنند، و هر چه مخالف آن بود به نوعی از سر راه خود کنار بزنند؛ در حالی که یک محقق هرگز نمی‌تواند چنین بحث‌های غیر منطقی و تعصب آمیزی را بپذیرد.

ه - روایات در مورد توسل به حد تواتر رسیده است؛ یعنی به قدری زیاد است که ما را از بررسی اسناد آن بی نیاز می‌سازد؛ علاوه بر این، در میان آن‌ها، روایت‌هایی که همگان صحیح می‌شمارند نیز فراوان است. با این حال، جایی برای خرده گیری در پاره‌ای از اسناد آن‌ها باقی نمی‌ماند. (5)

امام حسن عسکری علیه السلام از اجدادش از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‌کند که: «خداوند سبحان به مومنان می‌فرماید، اگر بنده من از شما حاجتی داشته باشد، شما را به کسی که دوست دارید درخواست می‌کند. و مگر نمی‌دانید بهترین و با کرامت‌ترین بندگان نزد من، محمد و علی؛ حبیب و ولی من هستند؟ پس هر کس حاجتی دارد به وسیله آن دو به من متوسل شود، به راستی دعای حاجتمندی که مرا به آن‌ها - که از پاکان درگاهم هستند - بخواند، رد نمی‌کنم. پس هر کس مرا به آن‌ها بخواند، دعایش را مستجاب می‌کنم و چگونه رد کنم دعای کسی را که مرا به حبیب و برگزیده‌ام، و ولی و حجتم و روح و نور و آیت و باب رحمت و وجه و نعمتم می‌خواند رد کنم؟

مگر نمی‌دانید که آن‌ها را از نور عظمتم آفریدم و آن‌ها را اهل کرامت و ولایت خود قرار دادم؟ پس کسی که مرا به آن‌ها بخواند - در حالی که آگاه و عارف به حق و مقام آن‌ها باشد - اجابت دعایش بر من واجب است و این حق او بر من است که دعایش را مستجاب کنم.» (6)

در روایاتی نیز وارد شده است که حتی خود امامان علیهم السلام به پدران خود متوسل می‌شده اند. داود رقی می‌گوید:

«بسیار می‌شنیدم که امام صادق علیه السلام در دعاهای خود خداوند را به حق پنج تن قسم می‌داد.» (7)

همچنین در روایاتی توسل پیامبران گذشته به انوار مقدس اهل بیت و پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله نقل شده است. سعید بن جبیر از ابن عباس نقل می‌کند که گفت: از رسول گرامی اسلام درباره کلماتی که حضرت آدم از پروردگار فرا گرفت، تا توبه او پذیرفته شد، سؤال کردم، آن حضرت فرمود:

«ساله بحق محمد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین و...» (8)

3 - اصرار در نیایش

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره فرموده اند:

«ان الله یحب السائل اللجوج؛ خداوند نیایشگری که بر دعای خود پافشاری می‌کند را دوست دارد.» (9)

و از امیرمؤمنان علی علیه السلام روایت شده است که فرمود:

«الدعاء ترس المؤمن، و متی تکثر قرع الباب یفتح لک؛ دعا سپر مؤمن است و هرگاه دری را بسیار بکوبی بر روی تو باز می‌شود.»

از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است:

«و الله لا یلح عبد مؤمن علی الله فی حاجته الا قضاها الله له؛ به خداوند سوگند هیچ بنده مؤمنی در دعا پافشاری و اصرار به درگاه خدا نمی‌کند جز این که خداوند حاجتش را برایش برمی آورد.» (10)

امام صادق علیه السلام نیز فرمودند:

«ان الله کره الحاح الناس بعضهم علی بعض فی المسالة و احب ذلک لنفسه، ان الله یحب ان یسال و یطلب ما عنده؛ خداوند خوش ندارد که مردم در حاجت‌های خود به یکدیگر اصرار کنند، ولی پافشاری و اصرار در خواهش از خود را دوست دارد، خداوند دوست می‌دارد از آنچه نزد او است سؤال و درخواست شود.» (11)

دست از طلب ندارم تا کام من برآید                  یا جان رسد به جانان یا جان ز تن برآید

* * * * *

البته فراموش نشود که اصرار در دعا و نیایش، با اصرار بر اجابت آن از طرف پروردگار متفاوت است، زیرا گاهی اجابت دعا به مصلحت انسان نیست.

4 - پنهان داشتن نیایش

در دعاهای پنهانی، ریا و خودنمایی کمتر راه پیدا کرده، به اجابت پروردگار نزدیکتر است. خداوند در این باره می‌فرماید: «ادعوا ربکم تضرعا و خفیة.» ؛ «پروردگار خود را با زاری و در پنهانی بخوانید.» (12)

در روایت از امام رضا علیه السلام است که فرمود:

«دعوة العبد سرا دعوة واحدة تعدل سبعین دعوة علانیة؛ یک نیایش بنده به پنهانی و آهستگی با هفتاد دعای ظاهر و آشکار برابری می‌کند.» (13)

مخفی بودن نیایش - آن هم در سکوت و آرامش شب - تاثیر شگرفی در روح انسان دارد.

5 - توجه به دیگران (دعا برای دیگران)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

«اذا دعا احدکم فلیعم فانه اوجب للدعاء؛ هرگاه یکی از شما دعا می‌کند باید به طور عمومی دعا کند، به درستی که آن برای دعا واجب‌تر است.» (14)

چه، دعا کردن برای دیگران در هنگام دعای برای خود، دارای ارزش زیادی است، ولی از آن بالاتر این است که انسان دیگران را بر خود مقدم داشته و ابتدا برای آن‌ها دعا کند. امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرماید:

«در شب جمعه، مادرم را دیدم که تا صبح در حال رکوع و سجود بود، به او گفتم:‌ای مادر! چرا همانطوری که برای دیگران دعا کردی برای خود دعا نکردی؟ فرمود: «الجار ثم الدار؛ اول همسایه، سپس خانه خود.» (15)

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است:

«من قدم اربعین رجلا من اخوانه فدعا لهم ثم دعا لنفسه استجیب له فیهم و فی نفسه؛ کسی که پیش از دعای برای خود، چهل نفر از برادران - مومن - خود را دعا کند، دعایش هم در حق آنان و هم در حق خودش مستجاب خواهد شد.» (16)

بهر این فرمود با موسی خدا                                      وقت حاجت خواستن اندر دعا

کای کلیم الله ز من می‌جو پناه                          با دهانی که نکردی تو گناه

گفت موسی: من ندارم آن دهان                        گفت ما را از دهان غیر خوان

از دهان غیر کی کردی گناه؟                            از دهان غیر بر خوان کای اله (17)

در دعاهایی که به دست ما رسیده، دعای برای دیگران به صورت‌های زیر می‌باشد:

* دعا برای اولیا، نیکان و بزرگان دین

یکی از برترین دعاهای ممکن، دعا در حق قطب دایره امکان؛ حجت ابن الحسن العسکری علیهما السلام است، چه از جهت سلامتی آن وجود شریف و چه از جهت تعجیل در فرج ایشان، که او را حق بسیار بزرگی بر گردن ماست. از حق وجود و هستی گرفته که او سبب متصل بین زمین و آسمان است (18) تا حق بقاء در دنیا. (19)

علاوه بر این دو، حق قرابت و خویشاوندی با پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله لازم می‌کند در حق او دعا کنیم؛ چون دعا کردن نیز نشانه‌ای از مودت و دوستی است. و بالاخره امام واسطه نعمت و فیوضات الهی است. در بخشی از زیارت جامعه می‌خوانیم:

«به برکت ما، درخت‌ها بارور گردیده و میوه‌ها رسیده و نهرها جاری شده و باران از آسمان بارید، و گیاه از زمین روئیده است.»

* دعا برای پدر و مادر و کسانی که بر گردن انسان حق دارند

«ربنا اغفر لی و لوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب» ؛ «ای پروردگار ما! مرا و پدر و مادرم را و مؤمنان را در روزی که حساب برپا می‌گردد بیامرز.» (20)

* دعا برای برادران دینی

«ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان» ؛ «ای پروردگار ما! ما را بیامرز و برادران ما را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز.» (21)

* دعا برای فرزندان و نسل‌های آینده

«رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء»؛ «پروردگارا! از رحمت خود بر من نسلی پاکیزه ببخش، همانا که تو شنوای دعایی.» (22)

«رب اجعلنی مقیم الصلاة و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء»؛ «پروردگارا! مرا و فرزندانم را بر پای دارنده نماز قرار ده و دعایم را بپذیر.» (23)

* دعا برای مرزداران

«بار الها! درود تو بر محمد و خاندان او باد و سوگند به عزتت که مرزهای مسلمانان را از بد نگهدار و به نیروی خود، پاسداران آن مرزها را تایید فرمای و عطاهای آنان را از عطیه خود کامل و سرشار ساز....» (24)

6 - نیایش همگانی

یکی دیگر از آداب نیایش، همگانی و همراه با جمعیت دعا کردن است.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:

«ما اجتمع اربعة قط علی امر واحد فدعوا الا تفرقوا عن اجابة؛ هیچگاه چهار نفر با هم دست به دعا برنمی دارند، جز آن که وقتی پراکنده شوند دعای آنان به اجابت رسیده باشد.» (25)

7 - اظهار فروتنی

هر چه انسان نسبت به خود شناخت بیشتری پیدا کند، در برابر پروردگار تواضع بیشتری خواهد داشت؛ چرا که به نیازهای خود آگاه می‌شود و نسبت به این که در تمام هستی خود به خداوند متعال نیازمند است بیشتر توجه پیدا می‌کند.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:

«ان الله تبارک و تعالی اوحی الی موسی: اذا وقفت بین یدی فقف وقف الذلیل الفقیر؛ خداوند تعالی به حضرت موسی علیه السلام وحی فرمود: هرگاه در پیشگاه من ایستادی، همانند شخص ذلیل نیازمند بایست.» (26)

خداوند در قرآن مجید می‌فرماید: «ادعوا ربکم تضرعا»؛ (27) «پروردگار خود را با حالت زاری بخوانید.»

ما درون را بنگریم و حال را                                      نی برون را بنگریم و قال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود                                 گر چه گفت لفظ ناخاضع بود

8 - شروع دعا با نام پروردگار

بهترین نیایش آن است که در ابتدا با نام و یاد پروردگار آغاز شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «لا یرد دعاء اوله بسم الله الرحمن الرحیم؛ دعایی که با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز شود، رد نمی‌شود.» (28)

9 - مدح و ثنای خداوند متعال

امام صادق علیه السلام فرمود:

«هرگاه اراده دارید که از حق سبحانه و تعالی چیزی از حوایج دنیا را سؤال کنید، باید به ستایش پروردگار و مدح او و صلوات بر پیغمبر و آل او علیهم السلام ابتدا کنید، بعد از آن از خداوند حاجات خود را بخواهید.» (29)

بهترین نمونه این مدح و ثنای پیش از دعا در سوره حمد دیده می‌شود که ابتدا خداوند را به رحمانیت و رحیمیت مدح می‌کنیم و سپس دعا می‌کنیم.

این مساله را در بیشتر ادعیه امامان معصوم علیهم السلام به خوبی می‌توان مشاهده کرد. از آن جمله روایتی از امیرمؤمنان علیه السلام درباره تمجید پروردگار متعال با این عبارت:

«یا من هو اقرب الی من حبل الورید! یا فعالا لما یرید! یا من یحول بین المرء و قلبه! یا من هو بالمنظر الاعلی! یا من هو لیس کمثله شی ء؛‌ای آن که از رگ گردن به من نزدیک تری!‌ای آنکه هر چه بخواهی انجام می‌دهی!‌ای آنکه میان انسان و دلش حایل می‌شوی!‌ای آن که در بلندترین دیدگاهی!‌ای آن که همانندش هیچ نیست!» (30)

10 - درود فرستادن بر پیامبر و آل او

یکی از آدابی که اجابت دعا را تضمین می‌کند، درود فرستادن بر پیامبر و اهل بیت او علیهم السلام است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:

«لا یزال الدعاء محجوبا حتی یصلی علی محمد و آل محمد؛

همواره دعا و نیایش در پرده است تا آنگاه که بر محمد و آل او درود فرستاده شود.» (31)

11 - گریه کردن هنگام نیایش

این برترین ادب نزد پروردگار است، چرا که اوج هیجان و احساسات و عشق و علاقه در این هنگام بروز پیدا می‌کند و خبر از نرمی دل و خشوع قلب می‌دهد و آن هم دلیل اخلاص است. در روایت است که:

«اگر نتوانستید گریه کنید، خود را به حالت گریه کنندگان درآورید.» (32)

آب کم جو، تشنگی آور به دست                                تا بجوشد آبت از بالا و پست

تا نگرید طفلک نازک گلو                                         کی روان گردد ز پستان شیر او؟

البته باید توجه داشت که تنها گریه کردن ظاهری مقصود اصلی نیست، بلکه می‌بایست آداب دیگری نیز مورد توجه قرار گیرد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

«حضرت موسی از کنار یکی از یارانش گذر کرد در حالی که آن شخص در سجده بود، آن حضرت به دنبال انجام کارش رفته و در بازگشت نیز آن شخص را در همان حال دید، سپس فرمود: اگر حاجت تو به دست من می‌بود هر آینه برآورده می‌کردم - در این هنگام از پروردگار ندایی رسید که -‌ای موسی! اگر آنقدر سجده کند که گردنش قطع شود، دعایش را اجابت نخواهم کرد تا آن زمان که از آنچه دوست ندارم به آنچه دوست دارم باز گردد.» (33)

تا به حاصل برسد کشت امیدی که تو راست چاره کار بجز دیده بارانی نیست

12 - اعتراف به گناهان

اعتراف به تقصیرات و گناهان باعث می‌شود انسان به خدا نزدیک‌تر شده، قلبش خاشع شود. علاوه بر این، یادآوری گناه انسان را به حالت گریه نزدیک‌تر می‌کند.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «هرگاه خواستید حاجت‌های دنیا و آخرت خود را با خدا در میان بگذارید، با ثنا و ستایش الهی آغاز کنید و سپس بر محمد و آل او صلوات بفرستید و بعد از آن به تقصیرات و گناهان خود اعتراف کنید و بعد از این از خدا «حاجت» خود را بخواهید.» (34)

13 - حضور قلب

اولین پیشوای شیعیان؛ امیرمؤمنان علیه السلام در این باره می‌فرماید:

لا یقبل الله دعاء قلب لاه؛ خداوند دعای دلی که غافل و سرگرم باشد را نمی‌پذیرد.» (35)

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است که فرمود:

«اذا دعوت الله فاقبل بقلبک؛ هرگاه خواستی دعا کنی توجه قلبی داشته باش.» (36)

14 - بالا بردن دست‌ها

بلند کردن دست‌ها به طرف آسمان در هنگام دعا نیز از آداب نیایش بوده، در ایجاد حالت معنوی و روحی بسیار مؤثر است. امام حسین علیه السلام فرمود: وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دعا می‌کردند، دست هایشان را بلند می‌کردند همانند مسکینی که چیزی طلب می‌کند.» (37)

امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «فما استکانوا لربهم و ما یتضرعون» (38) فرمودند: «التضرع رفع الیدین بالدعاء؛ تضرع، یعنی دست‌ها را هنگام دعا بلند کردن.» (39)

15 - گفتن ماشاءالله در پایان دعا

از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:

«ما من رجل دعا فختم دعائه بقول ماشاء الله لا قوة الا بالله الا اجیب صاحبه؛ کسی نیست که دعای خود را با جمله ماشاء الله لا قوة الا بالله ختم کند، مگر آن که دعایش مستجاب شود.» (40)

آداب بعد از نیایش

1 - تکرار دعا و نیایش

دعا چه اجابت شود و چه نشود، شایسته است انسان همواره بر آن مداومت داشته باشد. آن‌هایی که تنها هنگام مشکلات رو به خدا آورده و در هنگام آسایش و راحتی به فکر سخن گفتن با خدا نیستند، از اجابت پروردگار دور خواهند بود.

خداوند از انسان‌هایی که تنها هنگام سختی‌ها خدا را می‌خوانند و هنگام رفع گرفتاری او را فراموش می‌کنند، مذمت کرده و می‌فرماید:

«و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منیبا الیه ثم اذا خوله نعمة منه نسی ما کان یدعوا الیه من قبل» ؛ (41) « و چون به انسان آسیبی رسد، پروردگارش را - در حالی که به سوی او بازگشت کننده است - می‌خواند؛ سپس چون او را از جانب خود نعمتی عطا کند، آن [مصیبتی] را که در رفع آن پیشتر به درگاه او دعا می‌کرد، فراموش می‌نماید.»

در آیه‌ای دیگر، آن‌ها را این گونه سرزنش می‌کند:

«و اذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما فلما کشفنا عنه ضره مر کان لم یدعنا الی ضر مسه» ؛ (42) «و چون انسان را آسیبی رسد، ما را - در همه حال - در حال به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده - می‌خواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان می‌رود که گویی ما را برای گرفتاریی که به او رسیده نخوانده است.»

2 - کشیدن دست‌ها به صورت

یکی از آداب پس از دعا، کشیدن دست‌ها به سر و صورت است. امام صادق علیه السلام فرمودند:

«ما ابرز عبد یده الی الله العزیز الجبار الا استحیی الله - عز و جل - ان یردها صفرا فاذا دعا احدکم فلا یرد یده حتی یمسح علی وجهه و راسه؛ هیچ بنده‌ای دستش را به سوی خدا نگشاید مگر این که خدا را شرم آید که آن را تهی برگرداند، پس هنگامی که یکی از شما دعا می‌کند دست خود را بر نگرداند مگر اینکه بر سر و روی خود بکشد.» (43)

3 - گفتن آمین

امام صادق علیه السلام فرمود:

«الداعی و المؤمن فی الاجر شریکان؛ (44) دعاکننده و آمین گو در اجر و ثواب شریک هستند.»

 

  • پاورقــــــــــــــــــــی

1) (خذوا زینتکم عند کل مسجد.) اعراف/103.

2) اصول کافی، ج 4، کتاب الدعاء، ص 227، ح 7.

3) بحارالانوار، مجلسی، ج 93، ص 296.

4) بر گرفته از تفسیر نمونه، ج 4، ص 366.

5) اقتباس از تفسیر نمونه، ج 4، صص 370 و 371.

6) وسایل الشیعه، باب استحباب توسل در دعا به محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله.

7) کافی، کلینی، ج 2، ص 422.

8) وسائل الشیعه، کتاب الصلاة، باب 37، ح 8843.

9) بحارالانوار، ج 93، ص 374.

10) همان، ج 93، ص 375.

11) همان، ج 78، ص 173.

12) اعراف/ 53.

13) عدة الداعی، احمد بن محمد بن فهد حلی، ص 117.

14) همان، ص 118.

15) بحارالانوار، ج 43، ص 81، روایت 3.

16) همان، ج 93، ص 383، روایت 2.

17) مثنوی معنوی، جلال الدین محمد بلخی.

18) در دعای شریف ندبه می‌خوانیم: این السبب المتصل بین الارض و السماء.

19) امام صادق علیه السلام فرمود: اگر زمین بدون امام بماند از هم می‌پاشد. کافی، ج 1، ص 179.

20) ابراهیم/ 41.

21) حشر/ 10.

22) آل عمران/ 38.

23) ابراهیم/ 40.

24) ر. ک: صحیفه سجادیه.

25) ثواب الاعمال، صدوق، ص 357.

26) بحارالانوار، ج 93، ص 313.

27) اعراف/ 55.

28) عدة الداعی، ص 120.

29) همان.

30) اصول کافی، ج 2، ص 484، روایت 2.

31) بحارالانوار، ج 93، ص 316، روایت 21.

32) ر. ک: اصول کافی، کلینی، ج 4، ص 233.

33) بحارالانوار، ج 78، ص 225، روایت 95.

34) مرآت العقول، ج 12، ص 99.

35) بحارالانوار، ج 93، ص 314.

36) همان.

37) کان رسول الله صلی الله علیه و آله یرفع یدیه اذا ابتهل و دعاکما یستطعم المسکین» بحارالانوار، ج 93، ص 294، روایت 23.

38) مؤمنون/ 76.

39) الاربعون حدیثا، شهید اول، حدیث 30؛ بحارالانوار، ج 85، ص 204.

40) وسائل الشیعه، کتاب الصلوة، ابواب دعا، باب 35، حدیث 2.

41) زمر/ 8.

42) یونس/ 12.

43) عدة الداعی، ص 159.

44) اصول کافی، ج 4، ص 242حدیث 4.

 

 

 

 

  • محمد حمزه

استجابت و یا موانع استجابت دعا

دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۴۵ ب.ظ

شرایط استجابت دعا

دعا عبادتی است که همچون سایر عبادات، پذیرفته شدن آن نزد خداوند، به شرایطی بستگی دارد و بدون تحقق آن شروط، انتظار اجابت بیهوده است. از جمله شرایط آن:

الف) شناخت خداوند: شناخت خداوند و ایمان به خدا، زیربنای تمام عقاید و افعال عبادی یک مسلمان است و هر چه درجة شناخت انسان نسبت به خداوند بیشتر شود، توجه و خلوص به عبادتش، از معنویت بیش‏تری برخوردار می‌شود. شناخت خداوند نیز در اجابت دعا مؤثر است. رسول خدا- فرمود: خدای عزّ وجلّ می‌فرماید: «آن کس که از من خواسته‌ای بطلبد، در حالی که بداند نفع و ضرر به  دست من است، دعایش را پاسخ می‌گویم.»[1]

ب) عمل به وظایف شرعی: پایبندی به احکام شرعی و عمل به وظیفه،‌ از ارکان اساسی رشد و تعالی معنوی است. در فقه شیعی، هیچ‌گاه یک مسلمان از انجام عبادتها معاف نخواهد بود و اگر برخی از عبادات در شرایط دشوار، مانند زمان بیماری از دوش مکلّف برداشته می‌شود، به شکل و صورتی دیگر جبران می‌گردد. نمونه‌های تاریخی انجام عبادت در مهم‌ترین عرصه‌های زندگی، از ائمة معصومین( به یادگار مانده است،‌ از قبیل اقامة نماز جماعت در ظهر روز عاشورا به امامت امام حسین(ع).

ج) کسب حلال: همچنان که غذا بر جسم و تن آدمی آثار خاصّ فیزیکی دارد، بر روح و روان آدمی نیز اثر معنوی بر جای می‌گذارد. می‌توان گفت که یکی از عوامل مهمّ سعادت و شقاوت آدمی، به تغذیه وی وابسته است. غذاهایی که از راه‌های حرام فراهم می‌گردند، یا مواردی که شارع مقدّس خوردن آنان را منع کرده، زیان‌بارترین آثار سوء را بر روح و روان انسان بر جا می‌گذارند، تا جایی که در روایات آمده است که آشامیدن مایعات مست‌کننده، موجب می‌شود تا عباداتهای آن شخص روزها و هفته‌ها پذیرفته نشود. در قبولی دعا نیز نوع تغذیه از حیث حلال یا حرام بودن، تأثیر مستقیم دارد.

د) خواسته‌های منطقی: نظام هستی مبتنی بر قوانینی است که بر اساس خواست و ارادة خداوند، تخلّف‌ناپذیر است. از آنجا که نیازها و تقاضای انسانها بسیار متفاوت است و برخی از خواسته‌ها تنها با نادیده گرفتن نظام عالم، اجابت‌پذیر است،‌ بدیهی است که خداوند برای خواسته‌های یک فرد، جهانی را به هم نمی‌ریزد.  بنابراین، یکی از شرایط مهمّ دعا کردن، معقول و منطقی بودن آن است.

امام علی(ع) می‌فرماید: «یَا صَاحِبَ الدُّعَاءِ لَا تَسْأَلْ مَا لَا یَکُونُ وَ لَا یَحِل؛[2] ای دعا‌کننده! چیزی که شدنی و یا حلال نیست، درخواست مکن!»

موانع استجابت دعا

1. گناه: امام باقر(ع) می‌فرماید: «بنده حاجتی از خدا می‌طلبد و برنامة کارش چنان است که در فاصله‌ای دور یا نزدیک، آن حاجت برآورده می‌شود؛ ولی مرتکب گناهی می‌شود، پس خدای تبارک و تعالی به فرشته می‌گوید: حاجتش را روا مکن و او را محروم کن؛ زیرا او به سخط و غضبم رو آورد و به همین سبب از طرف من مستحقّ محرومیّت شد.»[3]

2. ظلم و ستم به دیگران: امام صادق(ع) می‌فرماید: «آن‌گاه که مردی ستم کند؛ ولی از طرفی از دست دوست ظالم خود به درگاه خدا دعا کند، خدای بزرگ می‌گوید: اینجا شخص دیگری است که از ستم تو می‌نالد و به تو نفرین می‌کند و می‌پندارد تو به او ظلم کرده‌ای، حال اگر می‌خواهی هم دعای تو را و هم دعای او را مستجاب کنم، و اگر می‌خواهی اجابت شما را به تأخیر بیندازم تا دامن عفو و گذشت من شامل شما دو نفر گردد.»[4]

3. عدم مصلحت: امام باقر(ع) فرموده‌اند: «خداوند دنیا را هم به دوست می‌دهد، هم به دشمن؛ ولی آخرت را جز به کسانی که آنها را دوست می‌دارد، نمی‌دهد. به راستی اگر شخص مؤمن چیزی را که در دنیا موجب تازیانه است، از خدا بخواهد، به او نمی‌دهد، اما هر چه  از آخرت بخواهد، به او می‌دهد و خدا در دنیا به کافر هر چه بخواهد، پیش از آنکه درخواست کند، می‌بخشد، ولی از بهشت محلّ تازیانه‌ای را می‌خواهد و خدا به او هیچ نمی‌دهد.»[5]

4. خلاف سنن الهی: حضرت علی(ع) می‌فرماید: «نباید یکی از شما بگوید: خدایا! از فتنه و آزمایش به تو پناه می‌برم؛ زیرا کسی نیست که گرفتار فتنه نباشد؛ ولی کسی که پناه می‌برد، باید از فتنه‌های گمراه‌کننده به خدا پناه ببرد؛ چون خداوند سبحان می‌فرماید: بدانید داراییها و فرزندان شما فتنه هستند.»[6]

5. موارد دیگر: در روایات به موارد دیگری نیز اشاره شده است؛ از جمله حضرت صادق(ع) می‌فرماید: «دعای پنج دسته مستجاب نمی‌شود: اوّل، مردی که با همسرش سازگاری اخلاقی ندارد و ادامة زناشویی برای آنان غیرممکن است، و به جای اینکه از راه قانونیِ طلاق استفاده کنند، دعا می‌کنند که خدا آنها را از آن گرفتاری نجات دهد.

دوّم، صاحب بوده و بنده‌ای که برده‌اش سه مرتبه گریخته و صاحبش به زحمت هر مرتبه او را پیدا کرده است؛ ولی او را از خود دور نکرده و نفروخته است و برای بار چهارم آن برده فرار می‌کند و او دست به دعا برمی‌دارد و از خدا می‌خواهد که برده‌اش را پیدا کند.

سوم، شخصی که از کنار دیوار شکسته‌ای که نزدیک به خراب شدن است می‌گذرد و به جای آنکه با شتاب و سرعت از آنجا عبور کند، می‌ایستد و دعا می‌کند که آن دیوار بر سرش خراب نشود.

چهارم، مردی که به دیگری مبلغی قرض داده است؛ ولی بر این قرض دادن شاهد و گواهی نگرفته، و دعا می‌کند که بدهکار طلب او را بدهد.

پنجم، مردی که در خانه نشسته و به دنبال کسب و کار نمی‌رود و از خدا روزی و ثروت می‌خواهد.»[7]

از خداوند متعال می‌خواهیم که جزء گروهی باشیم که دعاهایمان مورد قبول درگاه احدیّت قرار می‌گیرد و همواره توفیق آرامش یافتن و نیرو گرفتن به وسیلة‌ دعا شامل حال ما گردد و قلب حضرت حجّت(عج) نیز از ما راضی گردد.

 

 

[1]. همان، ج‏9، ص‏305.

[2]. همان، ج‏9، ص‏324.

[3]. همان، ج‏70، ص‏329.

[4]. همان، ج‏69، ص‏52.

[5]. همان، ص‏53.

[6]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، کلمات قصار، ش 90.

[7]. دعا عامل پیشرفت یا رکود، محمد مصطفی کرمانی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، ص‏11.

  • محمد حمزه

تأثیر دعا

دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۳۰ ب.ظ

تأثیر دعا

1. کلید رستگاری و سعادت: حضرت علی(ع)می‌فرماید: «الدُّعَاءُ مَفَاتِیحُ النَّجَاحِ وَ مَقَالِیدُ الْفَلَاح‏؛[1] دعا، کلید پیروزی و گنجینة رستگاری است.»

انسان پیوسته به دنبال سعادت و رستگاری است و برای رسیدن به آن به هر دری می‌زند و راه‌های متفاوت و گوناگونی را تجربه می‌نماید؛ ولی باز می‌بینی درمانده و مستأصل شده و به جستجوی گمشدة خود که همان سعادت و رستگاری است،‌ می‌پردازد. دعا، سعادت و رستگاری انسان را به دنبال دارد و انسان نباید از آن غافل شود؛ چرا که غفلت از آن باعث به هم ریختگی انسان شده، شقاوت انسان را به دنبال خواهد داشت.

2. کلید رحمت و چراغ تاریکی ها: زمانی که انسان گرفتار ظلمت و تاریکی می‌شود، نیازمند نوری است تا او را از گرداب ظلمتها، تاریکیها و گمراهیها برهاند و در مسیر درست بندگی قرار دهد.

دعا، این اثر و تأثیر را دارد، لذا امیر مؤمنان(ع) می فرماید: «الدُّعَاءُ مِفْتَاحُ الرَّحْمَةِ وَ مِصْبَاحُ الظُّلْمَة؛[2] دعا، کلید رحمت و چراغ تاریکیها است.»

3. آرامش‌بخش روح و روان و کاهش اضطراب و استرس: آرامش، برای انسان امروزی که در عصر آهن و ماشین زندگی می‌کند،‌ حکم کیمیا را دارد. کیمیایی که دست‌یافتنی است. انسان امروزی که غرق در تجمّلات و به دور از سادگی و آسایش روحی است، نیاز به آرامش بیشتر دارد و قدرش را بهتر می‌داند؛ چرا که در به در، به دنبال آن است.

آرامش چیست که انسان در به در به دنبال آن است؟ آرامش؛ یعنی رام کردن آشوب و رها شدن در آسمانی از آسایش. آرامش؛ یعنی داشتن روحی با طمأنینه و قلبی با سکینه. آرامش، گشودن پنجرة نگاه به بی‌کرانگی خداوند و تنفس در هوای صبحگاهی راز و نیاز است.

آرامش فرشته‌ای است در وجود ما که عطر آسایشش را در زندگیمان منتشر می‌کند. آرامش واژه‌ای معنوی است که نمی‌توان آن را در قالب کلمات و جمله‌ها بیان کرد. کسانی که به آسودگی و راحتی ضمیر و وجود رسیده‌اند،‌ آرامش را می‌توانند به خوبی تعریف کنند. وقتی آرامش باشد، پرنده‌ای می‌شویم آسوده از دغدغه‌ها و بنده‌ای می‌شویم مخلص خدا. آن وقت است که می‌توانیم گل باشیم و عطر آرامش را به دیگران هدیه کنیم. بدون آرامش، مسیر زندگی سیاه درّه‌ای است که نمی‌توان از آن فرار کرد و به دشت روشنایی رسید.

انسان ناآرام، ناخودآگاه زندگی را سیاه و تار می‌بیند. بی‌آرام، راه‌ها را چاه می‌بیند و چاه‌ها را راه. بدون آرامش، عقل در میدانِ بازی روزگار، ابوجهلی است که نمی‌داند در چه جهل مرکّبی قرار دارد. آرامش است که همه چیز را با گرمای عشق، زیبا و قشنگ می‌کند. آرامش، مسیر زندگی را پر از روشنایی می‌کند. آرامش است که دنیا را مثل ایستگاهی در مسیر رسیدن به یار معرفی کرده، کمک می‌کند تا انسان در انتظار رسیدن قطار وصل، بر سر راه عشق، وفادار بماند.

با این اوصافی که از آرامش شد، این پرسش به ذهن می‌آید که این آرامش گم‌شدة تمام انسانها، چگونه و چطور به دست می‌آید؟

برای یافتن آرامش، باید از خود رها شد و از نقطه همیشگی صفر به نقطه تازه و آرام بی‌نهایت رفت، و این همان دعاست و دعا کردن راه رسیدن به آن.

آرامش واقعی در پرتو دعا حاصل می‌شود و سایر آرام‌بخشها، آرامش مقطعی، سطحی و ناپایدار هستند. انسانها باید به دنبال آرامشی باشند که ماندگار باشد و این حاصل نمی‌گردد، مگر در سایة شناخت معارف عالیة الهی و عمل به آنها.

4. راه مبارزه با شیطان: احیای شخصیت معنوی و انسانی افراد جامعه یکی از راههای مهمّ پیشگیری و درمان آلودگیهای شهوانی است؛ زیرا هنگامی که انسان از ارزش وجود و شخصیت خود آگاه شود و دریابد که او عصارة جهان آفرینش و گل سرسبد مخلوقات و خلیفة خدا روی زمین است، به این سادگی خود را به گناه و شهوات نمی‌فروشد. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ شَهْوَتُهُ؛[3] کسی که بر ارزش وجود خویش پی ببرد، شهوات در برابر او بی‌ارزش می‌شوند.»

یکی از مفیدترین راه‌های مبارزه با شیطان، مسلّح شدن به سلاح دعا است. حضرت علی(ع) فرمود: «زیاد دعا کن تا از هجوم شیطان در امان بمانی.»[4]

دعا، یکی از بهترین عبادتها و موجب استکمال نفس، قرب به خدا و دوری شیطان می‌شود. بندة خدا باید دعا کند؛ زیرا با تمام وجود به خدا نیاز دارد؛ بلکه عین فقر و نیاز است و اگر یک لحظه فیض خدا قطع شود، پوچ و نابود خواهد شد.

5. خودباوری و اعتماد به نفس: یک باغبان ماهر، درختان نونهال و نورس را با طناب به درختان قوی می‌بندد تا در مقابل برف و باد و باران آسیب نبیند. ما انسانها نیز همچون درختان نورس و نونهالی هستیم که در مقابل طوفانهای ضلالت و گمراهی باید به تکیه‌گاههای محکمی از جمله دعا تکیه زنیم تا به گمراهی دچار نشده و به وادی سعادت برسیم.

دعا، باعث خودباوری شده، به گونه‌ای که وقتی باور انسان به وسیلة دعا تقویت شود، راه مبارزه با مشکلات هموار شده و قدرت مقابلة انسان افزایش پیدا می‌کند و این ثمرة ارتباط برقرار کردن با وجودی است که بالاتر از تمام هستی می‌باشد.

6. درمان هر درد و دفع بلاها: امام صادق(ع) می‌فرماید: «عَلَیْکَ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ؛[5]بر شما باد به دعا کردن؛ زیرا که دعا شفای هر دردی است.»

و در ارتباط با دفع بلاها حضرت علی(ع) می‌فرماید: «ادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ عَنْکُمْ بِالدُّعَاءِ قَبْلَ وُرُودِ الْبَلَاءِ؛[6] امواج بلا را به وسیلة دعا قبل از پیش آمدن حادثه و بلا از خود دور کنید!»

7. وسیلة تقرّب به خداوند: امام صادق(ع) می‌فرماید: «بر شما باد به دعا؛ زیرا به چیز دیگری مثل دعا مقرّب نمی‌شوید و دعای کوچک را به جهت کوچکی‌اش رها نکنید؛ چون همان خدایی که دعاهای کوچک را مستجاب می‌کند، دعاهای بزرگ را نیز مستجاب می‌فرماید.»[7]

8. برگردانندة‌ قضای حتمی: «زراره» می‌گوید: حضرت باقر(ع) به من فرمود: آیا تو را به چیزی راهنمایی کنم که رسول خدا- در آن مورد استثناء نشده؟ عرض کردم: بلی. فرمود: دعاست که قضای مبرم را که به سختی محکم شده است، برمی‌گرداند.»

 

[1]. بحار الانوار، علامه مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، بی‏تا،ج 90، ص‏299.

[2]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج‏90، ص‏300.

[3]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج‏78، ص‏71.

[4]. همان، ص‏9.

[5]. همان، ج‏90، ص‏295.

[6]. همان، ج‏90، ص‏289.

[7]. همان، ص‏303.

  • محمد حمزه

دعا از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان

دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۰۹ ب.ظ

دعا از نگاه اندیشمندان غیر مسلمان

 «الکسیس‌ کارل» می‌گوید: کاملاً مشروع است که برای کسب نیازمندیهای خود از خدا کمک بگیریم؛ ولی در عین حال، نامعقول است که از او بخواهیم تا به هوسهای ما جامة عمل بپوشاند و یا آنچه را به کوشش میسّر است، به دعا عطا کند. تنها در موردی نتایج نیایش می‌تواند مطمئناً به تحقق برسد که تمام راه‌های درمانی، غیر عملی و یا مردود باشد. دعا، مثل نفس کشیدن و آب خوردن از ضروریات زندگی است.[1]

دکتر «فرانک لاباخ» می‌گوید: در حقیقت دعا و عمل لازم و ملزوم یکدیگرند؛ زیرا هر یک به تنهایی ضعیف‌اند. مقتدرترین مردان و زنان زمین، در عمل و دعا هر دو نیرومند هستند. بهترین جرّاح، آن کسی است که بهترین عملش وقتی صورت می‌گیرد که دعا و کار را با هم توأم کند. آیا متوجه نشده‌اید که وقتی با دعا کاری را آغاز می‌کنید و آن را در ردای دعا مستور می‌دارید، پیوسته موفقیت فوق انتظاری را به دست می‌آورید؟»[2]

«دیل کارنگی» متخصص روان‌کاوی و روان‌شناسی، دربارة عظمت نیایش و ارتباط با خدا می‌گوید: دعا و نیایش، انسان را به کار و کوشش وا می‌دارد و نخستین گام  به سوی عمل است.[3]

«آکهارت یوهان» فیلسوف معروف آلمانی، می‌گوید: اگر بپرسند: چرا دعا می‌کنید؟ در پاسخ می‌گویم: زیرا خداوند در باطن ما تجلّی می‌کند و روان ما در سایة پروردگار، تولّدی تازه می‌یابد.[4]

 

[1]. روزه درمان بیماریهای روح و جسم، حسین موسوی راد لاهیجی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1364 ش، ص220.

[2]. همان.

[3]. روزه درمان بیماریهای جسم و روح، حسین موسوی راد لاهیجی، ص‏220.

[4]. همان، ص‏221.

  • محمد حمزه

غافر/60 - دعا و نیایش

يكشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۴ ق.ظ

 

وَ قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونىِ أَسْتَجِبْ لَکمُ‏ْ  إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبرُِونَ عَنْ عِبَادَتىِ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ(غافر/60)

 

و پروردگارتان گفت: «مرا بخوانید تا براى شما اجابت کنم. همانا کسانى که از عبادت من سر باز زده و تکبّر مى‏ورزند به زودى با سرافکندگى به جهنّم وارد مى‏شوند».

نکته‏ ها:

سؤال: با این که خداوند وعده‏ ى استجابت داده است، «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» چرا برخى دعاهاى ما مستجاب نمى‏شود؟

پاسخ:

الف) بعضى اعمال نظیر گناه و ظلم و خوردن لقمه‏ى حرام و عفو نکردنِ کسانى که از ما عذرخواهى مى‏کنند، مانع استجابت دعا مى‏شود.

ب) گاهى مستجاب شدن دعاى ما نظام آفرینش را به هم مى‏ریزد، نظیر دانش آموزى که در امتحان جغرافیا در پاسخ این سؤال که آیا سطح دریاها بالاتر است یا کوه‏ها؟ چون به اشتباه نوشته بود «سطح دریاها بالاتر است!» از خداوند خواسته بود که این دو را جا به جا کند تا او نمره‏ى قبولى بگیرد!

به هر حال خداوند همان گونه که قادر است، حکیم نیز هست.

ج) گاهى آن دعا مستجاب نمى‏شود، ولى مشابه آن مستجاب مى‏شود.

د) گاهى اثر دعا در آینده‏ى خود انسان یا خانواده و نسل او یا در قیامت نتیجه مى‏دهد و فورى مستجاب نمى‏شود.

هر دعایى که مستجاب نشود در حقیقت دعا نیست، چون دعا به معناى طلب خیر است و بسیارى از خواسته‏هاى ما شرّ است نه خیر.

 

تفسیر نور، ج‏8، ص: 280

آداب دعا در قرآن‏

1. دعا همراه ایمان و عمل صالح باشد. «یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»[1]

2. با اخلاص باشد. «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ»[2]

3. با تضرّع و مخفیانه باشد. «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً»[3]

4. با بیم و امید باشد. «وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً»[4]

5. در ساعاتى خاص باشد. «یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ»[5]*

پیام‏ها:

1- گفتگو با خداوند، کلید رشد و تربیت انسان است. «قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی»

2- میان دعاى انسان و ربوبیّت خداوند، رابطه‏اى تنگاتنگ است. (اکثر دعاهاى قرآن همراه‏ «رَبَّنا»* آمده است). «رَبُّکُمُ ادْعُونِی»

3- خداوند، از ما خواسته که به درگاه او دعا کنیم. «قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی»

4- در دعا فقط خدا را بخوانیم، نه خدا و دیگران را در کنار هم. «ادْعُونِی»

5- خداوند نیازهاى ما را مى‏داند، ولى دستور دعا نشانه‏ى آن است که درخواست ما آثارى دارد. «ادْعُونِی»

6- بین دعا و استجابت هیچ فاصله‏اى نیست. «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ» (حتّى حرف «فاء» یا «ثم» نیامده است. اگر مى‏فرمود: «فاستجب» یعنى بعد از مدّت کمى مستجاب مى‏کنم و اگر مى‏فرمود: «ثم استجب» یعنى بعد از مدّت طولانى.)

7- در دعا و اجابت واسطه‏اى در کار نیست. «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ»

8- استجابت دعا وعده الهى است. «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»

9- اگر دعایى مستجاب نشد لابد به سود ما نبوده است، چون فرمود: «أَسْتَجِبْ لَکُمْ» آنچه را به نفع شما باشد مستجاب مى‏کنم.

 

تفسیر نور، ج‏8، ص: 281

10- دعا نکردن، نشانه‏ى تکبّر است. «یَسْتَکْبِرُونَ»

 

11- دعا، درمان تکبّر است. «یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی»

12- دعا، خود عبادت است. «یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی»

13- دعا عبادتى مخصوص و الهى است. «عِبادَتِی»

14- مجازات خداوند عادلانه و متناسب با نوع رفتار و کردار آدمى است. استکبار امروز، سرافکندگى فردا را به دنبال دارد. «یَسْتَکْبِرُونَ‏- داخِرِینَ»

 

[1] . شورى، 26.

[2] . مؤمن، 14.

[3] . اعراف، 55.

[4] . اعراف، 56.

[5] . انعام، 52.

 

  • محمد حمزه